بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٥٥ - نتيجه گيرى
توين بى مجهول است. او تاريخ را تحقق نقشه ى الهى مى داند ولى از بيان نقشه ى الهى در مورد تاريخ عاجز مى ماند و فقط مى تواند تا آن جا پيش رود كه هدف تاريخ را فراهم آمدن امكان تركيب چهار مذهب والا بداند. توين بى راه نجات بشر و مسير تكامل تاريخ را در عروج به سوى خدا مى داند كه تجلى اين عروج حاكميت اراده ى خدا از طريق يك كليساى جديد و حقيقى است. اين انديشه ى توين بى انسان را به ياد برداشت سن آگوستين از تاريخ و شهر خداى او مى اندازد. انديشه ى توين بى با اعتقاد به «مهدويت» در تشيع و حكومت آرمانى حضرت حجت (عليه السلام)شباهت فراوان دارد. شيعيان هم معتقدند امام مهدى (عج) با پيراستن خرافه ها و زنگارها از چهره ى اسلام، آن را به طريقى ارائه خواهد نمود كه اعتراض برخى از مسلمانان را بر خواهد انگيخت. توين بى نيز راه نجات بشر را در مذهبى جديد جستجو مى كند. توين بى درمان درد تمدن غرب را فقط رنسانس دينى و اخلاقى مى داند و در ميان خوف و رجا، نهايتاً اميد را بر مى تابد و تفسيرى خوش بينانه از تاريخ بدست مى دهد. او هم معتقد است كه در آينده ى تاريخ حكومتى جهانى پديد مى آيد. توين بى پيدايش حكومت جهانى را نه در يك امپراطورى دنيوى بلكه در خداسالارى مى داند و دنيا را عرصه ى ملكوت آسمانى قلمداد مى كند و بدين سان تمامى انديشه ى توين بى در مورد هدف، غايت و انجام تاريخ به خداشناسى ختم مى شود. وى بر اين باور است كه معجزه اى كه باعث وحدت و رستگارى بشر شود اين است كه مسيحيا و منجى ديگرى ظهور كند كه پايه گذار دينى نو باشد و من ميان اين انديشه ى توين بى و اعتقاد به «مهدويت» هيچ تفاوتى نمى بينم. مسيحيان اين منجى را حضرت عيسى (عليه السلام)و شيعيان حضرت مهدى (عج) تعبير مى كنند ولى نوع باور و تفكر يكى است.
سوروكين با پژوهشى در مورد توالى تمدن ها و يا به قول خودش فرانظام ها طى سى و پنج سده به اين نتيجه مى رسد كه در طول تاريخ گذشته همواره تمدن هاى مبتنى بر احساس ظاهرى و دينوى پس از فروپاشى جاى خود را به تمدنى مبتنى بر