بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٤٧ - ساموئل هانتينگتون(١)
سياست ها با اين هدف كه كشورهاى متعلق به تمدن هاى ديگر، اختلافات خود را با كشورهاى غربى حل كنند;
ادغام كشورهاى غربى اروپاى مركزى در اتحاديه ى اروپايى و ناتو يعنى كشورهاى گروه ويسگراد، جمهورى هاى حوزه ى بالتيك، اسلوونى و كرواسى;
كمك به غربى شدن آمريكاى لاتين تا حد امكان و ايجاد پيوندهاى نزديك تر بين كشورهاى آمريكاى لاتين با غرب;
محدود كردن گسترش قدرت نظامى متعارف و غير متعارف كشورهاى مسلمان و چين;
كند كردن شتاب دورى ژاپن از غرب و نزديك شدن اين كشور به چين;
پذيرفتن جايگاه روسيه به عنوان كشور كانونى آيين ارتدوكس و يك قدرت محلى عمده با منافعى مشروع در حفظ امنيت مرزهاى جنوبى خود;
حفظ برترى تكنولوژيك و نظامى غرب بر تمدن هاى ديگر;
و از همه مهم تر تشخيص اين نكته كه مداخله ى غرب در امور تمدن هاى ديگر شايد خطرناك ترين منشأ عدم ثبات و شكل گيرى برخوردهاى جهانى در يك جهان چند تمدنى باشد.
هانتينگتون مى گويد: در مقطع كنونى ايالات متحده آمريكا نه مى تواند بر جهان مسلط شود و نه از آن فرار كند. نه انترناسيوناليسم و نه انزوا، نه چند جانبه نگرى و نه يك جانبه انديشى، هيچ كدام نمى توانند منافع آمريكا را تأمين كنند. براى تأمين منافع آمريكا بهترين راه، امتناع از اين سياست هاى افراطى است، و اتخاذ يك سياست آتلانتيكى در همكارى نزديك با شركاى اروپايى با اين قصد كه منافع و ارزش هاى تمدن يگانه اى را كه ميان اين كشورها مشترك است حفظ كنند و به پيش ببرند.
وى مى گويد: نظم و قانون اولين پيش شرط مدنيت است، اما در بسيارى از نقاط جهان: آفريقا، آمريكاى لاتين، شوروى سابق، جنوب آسيا و خاورميانه نظم و