بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣١٥ - كارل ياسپرس(١)
١ ـ امپراطورى جهانى: اين امپراطورى مبتنى به زور و برنامه ريزى عمومى و ايجاد ترس و وحشت است و جهان بينى واحدى را به صورت ساده و از راه تبليغات به همه تزريق مى كند و همه را مجبور به رعايت برنامه اى مى كند كه دولت بر ايشان ريخته است.
٢ ـ نظام جهانى: به عقيده ياسپرس اين نظام احتمالى بى زور، مبتنى بر گفت و شنود و تصميم مشترك است. در چنين نظامى مردمان همه با هم به تصميم هايى كه توسط اكثريت گرفته مى شود تسليم مى شوند و حقوق مشترك همه را ـ كه شامل حمايت از حقوق اقليت هم هست و در حال حركت و اصلاح هميشگى خود، يگانه نظام انسانيت است ـ تضمين كرده اند. با برقرارى نظام جهانى و از ميان رفتن حاكميت مطلق، مفهوم دولت نيز جاى خود را به مفهوم انسانيت مى دهد. در اين نظام اتحاديه اى از دولت ها پديد مى آيد كه در حدى كه از راه قانون معين مى شود خود مختارى خويش را نگاه دارند و در حال بحث و مذاكره ى هميشگى، اتحاد خود را روز به روز استوارتر سازند.
به عقيده ى ياسپرس در اين نظام چون تهديد بيرونى وجود ندارد، سياست خارجى هم بى موضوع خواهد شد و لزوم دفاع در برابر حمله ى بيگانه از ميان مى رود، تمام حاصل توليد، صرف زندگى مردمان خواهد شد، بجاى آن كه براى جنگ و ويرانى به كار رود. نظام آينده نمى تواند، هم چون نظامى تمام و كامل، يك باره پديدار شود، بلكه به صورت مراحل متعدد آزادى انسان به تدريج و گام به گام پيش خواهد رفت.
به اعتقاد وى، نظام جهانى تنها در صورتى تحقق مى يابد كه تساهل حكم فرما باشد. عدم تساهل نتيجه اى جز زور و نفى و غلبه ندارد. ولى تساهل به معنى بى اعتنايى نيست، بى اعتنايى ضعيف ترين شكل تساهل است و ناشى از غرور كسانى است كه گمان مى برند حقيقت نهايى را در چنگ دارند. انسان متساهل آماده است هر