بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣١٤ - كارل ياسپرس(١)
خود را كه در ميانه راه آن را از دست داده است باز خواهد يافت.
از ديد ياسپرس وضع تاريخى تازه اى كه در آن قرار داريم (كه نخستين وضعى است كه در سرنوشت آدمى تأثير قطعى دارد) عبارت از وحدت واقعى بشريت در زمين است. او مى نويسد: «تاريخ جهان به معنى تاريخ يگانه اى كه همه جهان را دربر مى گيرد آغاز شده است، چنين مى نمايد كه تاريخ تا امروز كوششهاى پراكنده بود، مستقل از يكديگر و به عبارت ديگر، منابع متعدد و گوناگون امكانهاى بشرى بود. امروز تاريخ جهان در برابر چشم ماست، و بدين سان دگرگونى كاملى در تاريخ روى داده است. همه جهان به هم بسته است و تمام كره زمين به صورت واحدى درآمده است... همه مسائل انسانى، مسائل جهانى و وضع، وضع تمام بشريت است».[١]
به نظر ياسپرس دوره ى بعدى دوره ى وحدت همه ى انسان هاى روى زمين است و سبب اين وحدت امكان رفت و آمد ارتباط با همه ى نقاط جهان است و اين امكان حاصل شده است.
به نظر وى، فن (تكنيك) به وسايل نقل و انتقال و ارتباط آدميان سرعت فوق العاده بخشيده است و تمام كره ى زمين را به صورتى واحد درآورده است. بدين سان تاريخ انسانيت يگانه، آغاز گرديده است و تمام انسانيت در سرنوشت واحدى مشترك شده است. ياسپرس چنين استنباط مى كند كه وحدت سياسى جهان دير يا زود امكان پذير خواهد بود، به اعتقاد وى دو عامل جهان را به سوى چنين وحدتى سوق مى دهند: تمايل به قدرت و حكومت كه هدف كم و بيش آگاهانه اش تشكيل بزرگ ترين امپراطورى جهان است، و از سوى ديگر تمايل به صلح و آرامش در چارچوب نظامى جهانى. ياسپرس مى گويد: امروز عملاً تاريخ قاره ها جاى تاريخ محلى را گرفته است. به نظر او اين وحدت سياسى از دو طريق ممكن است:
[١]ـ ياسپرس، كارل، آغاز و انجام تاريخ، (ترجمه ى محمد حسن لطفى)، خوارزمى، تهران، ١٣٧٣ ش، ص ١٦٩.