پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - آل ابراهيم كيانند؟
«إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَ هِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهذَا النَّبِىُّ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَاللَّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمِنِينَ». [١]
[١]. آل عمران، آيه ٦٨.
على عليه السلام، در پاسخ نامهاى كه به معاويه نوشته است، و به گفته سيّد رضى از زيباترين نوشتههاست، براى اثبات حقانيت خويش و درستى مواضعى كه در برابر معاويه دارد، بسيارى از ويژگىهاى فاخرِ «اهل بيت» را- كه خود سرور و سالار آنهاست- بر شمرده و آن گاه با استناد به همين آيه، نزديكى خود به ابراهيم عليه السلام و پيروى خالصانهاش از آن پيامبر بزرگ را مطرح فرمود: «تو، پيوسته راه كج مىپويى و از جاده ميانه مىگردى. آيا نمىبينى- روى سخن با تو نيست؛ بلكه نعمتهاى خداى را بر مىشماريم- كه گروهى از مهاجران و انصار در راه خداى به شهادت رسيدند و همه را در پيشگاه پروردگار پايهاى است. اما وقتى شهيد ما (حضرت حمزة بن عبدالمطلب) به شهادت رسيد، وى را سرور شهيدان ناميدند و رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله او را به اين مخصوص فرمود كه با هفتاد تكبير بر وى نماز گذاشت. آيا نمىبينى كه قومى دستشان در راه خداى از بدن جدا گرديد- و همه را درجه فضيلت نزد خداى محفوظ است- اما وقتى دست يكى از ما (جعفر برادر حمزه) از پيكر جدا شد، به او «طيّار در بهشت و داراى دو بال» لقب دادند. اگر خداى از خود ستايى نهى نفرموده بود گوينده، برترىهايى بىشمار يادآورى مىكرد، كه دل گروندگان به حقيقت، آن برترىها را در مىيافت و شنودن آن هرگز بر گوش شنوندگان گرانى نمىنمود. پس اينك كه تيرت به سنگ آمده است سرِ خود گير، و دنيا پرستان را از پيرامون خود بِران. ما، پروردگانِ پروردگار خويشيم، سپس مردم پروردگانِ مايند. ارجمندى كهن ما و بخشندگى معمول ما و برترىهاى ما بر خويشاوندان تو، هرگز مانع آميزش ما با شما نشد.
از اين روى، با روش مردمى برابر، از شما زن گرفتيم و به شما زن داديم. اما دريغ كه شما را اهليّت نبود. آرى، چگونه چنين تواند بود، در حالى كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از ما، و تكذيب كننده از شماست؛ اسد اللَّه (شير خدا) از ما، و أسدالاحلاف (ابو سفيان) از شماست. دو سرور جوانان بهشت (امام حسن و امام حسين) از ما، و بچگان دوزخ (فرزندان عقبة ابن أبى معيط، كه پيامبر گرامى به او فرمود: «لَكَ وَ لَهُم النَّارُ» يا فرزندان مروان حكم) از شما. پر فضيلتترين زن جهان (زهراء عليها السلام) از ما، و «حمّالة الحطب» (امّ جميل، زن ابو لهب و عمّه معاويه) از شماست، اين گونه برترىهاى ما و كاستىهاى شما بسيار است، تا آنجا كه اسلام آوردن ما به گوش همگان رسيد و شرف و اعتبار ما را به روزگار جاهلى، هيچ كس انكار نكرد- يعنى ما در عهد جاهليت هرگز آلوده به گناهى نشديم- و بارى تعالى فضايل نادره و استثنايى ما، همه ما را، در كتاب خود بيان فرموده است: «وَأُوْلُواْ الأْرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِى كِتبِ اللَّهِ»؛ و خويشاوندان در كتاب خدا (درباره ميراث) به يكديگر سزاوارترند» (انفال، آيه ٧٥) و «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَ هِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهذَا النَّبِىُّ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَاللَّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمِنِينَ»؛ نزديكترين مردم به ابراهيم آناناند كه پيروى وى كنند، و اين پيامبر است و آنان كه ايمان آوردند. خداى ولى مومنان است. پس ما به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از يك سو؛ به سبب قرابت، و از يك سو؛ به سبب طاعت، از همه نزديكتريم»، (نهج البلاغه، نامه ٢٨).