پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩ - ضرورت وجود امام در هر عصر و روزگار
سرنوشت مسلمانان مسلّط كرد. و امّا پيامبرِ برگزيده خداوند هيچ طرحى براى آينده اسلام نداشت و كار را يكسره به ديگران واگذارد، تا هر كه را خواهند برگزينند؟ آيا نبايد در سخنِ خداوند تأمّل كرد: «فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ»؟! [١] و آيا نبايد سخنِ اميرِ سخن را سوگمندانه تكرار كرد و گفت:
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ؟ وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ وَ الْأَعْلامُ قَائِمَةٌ، وَ اْلآيَاتُ وَاضِحَةٌ، وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ، فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ! وَ كَيْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ! وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ، وَ أَعْلامُ الدِّينِ، وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ! فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ، وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاشِ. [٢]
مردم! كجا مىرويد! و چگونه از راه بازتان مىگردانند؟
در حالى كه پرچمها افراشته است، نشانهها به روشنى شناخته است و برجهاى راهنما برپاداشته است، چگونه به بىراههتان مىكشند؟ و چرا بايد حيران وسرگردان باشيد در حالى كه عترت پيامبر در ميان شمايند. آنان كه حق را زمام، دين را پرچم و راستى را زباناند. پس بايد در بهترين منازل قرآن جاىشان دهيد و چونان اشتران تشنه، به سرچشمه علوم و معارفشان هجوم آريد.
٢- پيامبر صلى الله عليه و آله خود، به خوبى مىدانسته است، كه اختيار تعيين و نصب جانشين را ندارد و با ميل و اراده شخصى خود نمىتواند، براى پس از خود، رهبر تعيين كند. به تعبير ديگر، رسول خدا مىدانست كه تعيين جانشين، انحصاراً، در عهده اراده الهى است و پيامبر تنها مأمور ابلاغ اين اراده الهى بوده است: «يأَيُّهَا
[١]. يونس، آيه ٣٥.
[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٨٧.