پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١١ - و امّا تاريخ طبرى
ورزيده است؟
آيا به گمان باطل او، اين حقايق با كتمان طبرى و نظيرِ او براى هميشه پوشيده مىمانَد؟ در حالى كه عليرغم كتمان طبرى، در خلال روزگاران و در اثناى تاريخ و لابلاى كتابهاى حديث و ... تا آنجا كه محقّقان بتوانند از آن رويدادها و واقعيتها، آگاه شوند، از انگيزههاى پليد معاويه؛ اين دشمنِ سرسختِ اسلام و ابوذر، پرده برافكنده و همه آنچه را كه پيامبر درباره ابوذر پيشگويى فرموده بود، آشكار كرده است.
و باز مىگويد:
طبرى از اين داستان به گونهاى كه از آغاز تا انجام آن دروغ است، ياد كرده و مطالبى را آورده كه تاريخ معتبر و حديثى كه گواهِ درستى آن است، آنها را تكذيب مىكند و در بىارزشى و بىپايگى اين داستان همين بس، كه نقلكنندگان آن مردمى نااستوار و مورد طعنِ دانشيانِ رجالاند. و امّا كسانى كه اين داستان را نقل كردهاند عبارتند از:
١. سرّى كه نامى مشترك ميان دوكس، و هر دو به دروغگويى و حديث سازى معروفاند.
٢. «شعيب» است كه به گفته اهل نظر در دانش رجال، مانند «ابن عدى و ذهبى»، مجهول و ناشناس است.
٣. و امّا «سيف» به گفته حافظان حديث و خبرگان جرح و تعديل، ضعيف و متروك و از درجه اعتبار ساقط است؛ او حديث پردازِ دروغگويى است كه گفتههايش نامقبول است. و با اين