پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٧ - بررسى پاره اى از روايات
اويند، و فراخوانانِ به بهشت و پيشوايان به سوى آن، و راهنمايان به آن، تا روز رستاخيز.
٤- حمزة بن طيّار گويد: پارهاى از خطبههاى امام محمّد باقر عليه السلام را به ابو عبداللَّه امام صادق عليه السلام عرضه كردم تا رسيد به جايى كه فرمود: دست نگه دار و خاموش باش، و آن گاه فرمود:
(إِنَّهُ) لا يَسَعُكُمْ فِيمَا يَنْزِلُ بِكُمْ مِمَّا لا تَعْلَمُونَ إِلّا الْكَفُّ عَنْهُ وَ التَّثَبُّتُ، وَ الرَّدُّ إِلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى حَتَّى يَحْمِلُوكُمْ فِيهِ عَلَى الْقَصْدِ، وَ يَجْلُو عَنْكُمْ فِيهِ الْعَمَى، وَ يُعَرِّفوكُمْ فيهِ الْحَقّ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «فَسَلُوا أَهْلَ الذّكْرِ إِن كُنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» [١]، [٢].
در آن چه به شما مىرسد (حوادثى كه براى شما رخ مىدهد) و درباره آن چيزى نمىدانيد، چارهاى نيست، جز آن كه از اقدام به آن باز ايستيد و شتاب نورزيد، و براى فهم آن به امامانِ هدايت، رجوع كنيد، تا مرادِ از آن را، براى شما، آشكار كنند و كورىِ گمراهى را از پيشِ روىتان بردارند، و حقيقت را، به شما، بشناسانند. خداى تعالى فرمود: «اگر خود نمىدانيد از اهل ذكر بپرسيد». [٣]
[١]. نحل، آيه ٤٣.
[٢]. همان، ص ٢٥؛ به نقل از اصول كافى، ج ١، ص ٥٠.
[٣]. «اهْلُ الذِّكر» متخصّصانِ قرآناند. قرآن كريم نيز- مانند هر چيز مهمّ ديگر- متخصّصانى دارد كه رجوع به آنان براى فهم قرآن- فهم تأسيسى يا تأكيدى- ضرورى است. اين متخصّصان و قرآن شناسان راستين را خود قرآن كريم معرّفى كرده است: «فَسَلُواْ أَهْلَ الذّكْرِ إِن كُنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ»؛ درباره هرچه از قرآن نمىدانيد- يا نياز به دانستن بيشتر داريد- به اهل (متخصّصانِ) قرآن رجوع كنيد و از آنان بپرسيد و جويا شويد». و اين متخصّصان به ناگزير بايد معصوم باشند، يعنى پيامبر يا امام؛ چرا؟ براى اين كه قرآن كتابى است كه به نصّ خود قرآن در آن اختلافى نيست، پس كسانى هم كه قرآن مىفرمايد براى توضيح آيات نادانسته- يا مورد بحث و نظر- به آنان رجوع كنيد بايد كسانى باشند كه در ميان آنان و مجموعه تعاليم آنان اختلافى وجود نداشته باشد، و داراى مكتبها و مذهبها و مشربهاى مختلف نباشند؛ و چنين كسانى فقط معصومانند؛ زيرا به شهادت تجربه تاريخى، ميان همه دانشمندان اسلامى (متكلمان، فيلسوفان، فقيهان، مفسّران، معلّمان اخلاق و سلوك، عالمان سياست و اقتصاد ...)، و در رشتههاى مختلف علوم اسلامى، همواره اختلاف نظر وجود داشته است و دارد؛ پس اگر مقصود از «اهل ذكر» مطلق عالمان اسلام باشند، قرآن كريم خود، خود را نقض كرده است، زيرا اگر صاحبنظران مختلف، مرجع تبيين قرآن باشند، اختلاف نظرها به قرآن كريم و آيات معارف و آيات احكام و ديگر مرادها و مقصودهاى قرآن سرايت مىكند؛ چنان كه كرده است. و اين همه اختلافهاى نظرى و عملى كه در ميان اهل قبله وجود داشته است و دارد، براى عدم رجوع- يا عدم رجوع تام- به «اهل ذكر» است و به تعبير علّامه طباطبايى: «تحميل آراء فنّى و صناعى خود بر قرآن كريم» است: (اجتهاد و تقليد در فلسفه، ص ١٠٢).