معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨ - ١٦- آيا جهان آغاز و انجامى دارد!
گرماى خود را به خارج مىپاشد و زمانى مىرسدكه حرارت قطعه آهن با حرارت اجسام و هواى اطراف كاملًا يكى خواهد بود انرژىهاى جهان نيز چنين سرنوشتى را در پيش دارند.
البته اين قطعه آهن گداخته مادام كه به اين حالت نرسيده منبع پخش «گرما» (اشعه مادون قرمز) مىباشد، اما همين كه درجه حرارت آن با اطراف مساوى شد ديگر امواج و اشعه مزبور خاموش مىگردد.
به علاوه هنگامى كه آهن گداخته بود هواى مجاور آن دائماً در حركت بود يعنى هوا گرم مىشد و به بالا حركت مىكرد و هواى خنك اطراف جاى آن را مىگرفت و به اين ترتيب يك نسيم ملايم دائمى در منطقه محدودى پيرامون آن در گردش بود اما به هنگامى كه حرارت فرو نشست (يا صحيحتر: درجه حرارت آهن با درجه حرارت اطراف يكسان شد) آن نسيم نيز خاموش مىگردد.
مثال ديگر: حركت نهرها، غرّش آبشارها و جنبش امواج رودخانهها و هزاران صحنه زيباى مربوط به آن در سراسر كره زمين، همه مولود اختلاف سطوح آنهاست و اگر يك روز