معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - ١٢- اعجوبه صنعت عصر ما
فلان جزيره را بشكل خاصى به نوار سپردهاند و در حافظه او قرار دادهاند، هنگامى كه ما تقاضا مىكنيم فلان نقشه را بكشد اين سؤال نقطه خاصى از حافظه او را تحريك مىكند و همان نوار بكار مىافتد و نقشه را كه قبلًا انسان دانشمندى به او سپرده است تحويل مىدهد!
و به اين ترتيب اگر صد رشته وسيع علمى را در حافظه او قرار دهند و سپس سؤالاتى از رشته صدو يكم بكنند مانند ... به گِل مىماند و پاسخى ندارد بدهد!
در واقع يك طوطى بسيار بزرگ و سريع و چابك و اسرارآميز است كه هر چه استاد ازل گفت بگو مىگويد.
اين عالى جناب گر چه در سرعت عمل مانند همه ماشينها دست انسان را از پشت مىبندد، ولى با اينهمه قدرت نمائى و طمطراق سر سوزن ابتكار ندارد، و يكپارچه حافظه است، بر خلاف مغز انسان كه مىتواند يك دنيا ابتكار به تناسب حوادثى كه پيش مىآيد از خود نشان بدهد.
اينجا بود كه مشت اين اعجوبه صنعت باز شد و معلوم گشت كه اين كار اعجوبه صنعت هر قدر وسيع باشد باز محدود