معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ٩- چگونه فكر كنيم و در چه بينديشيم
چرا دانشمندان فلكى يا حشره شناس از اينهمه تلاشهاى خود خسته نمىشوند؟ زيرا آنها درك اسرار آفرينش را (هر چه باشد) بزرگترين پاداش خود در برابر زحمات طاقت فرسا مىدانند و از عمل خود احساس غرور و افتخار مىكنند.
جائى كه درباره موضوعات سادهاى از جهان هستى چنين فكر كنيم آيا مىتوانيم درباره بزرگترين و اساسىترين مسئله مربوط به پيدايش اين جهان يعنى درباره مبدأ نخستين عالم آفرينش (فرضاً كه در زندگى و سرنوشت ما اثر نداشته باشد) از فكر و مطالعه خوددارى نمائيم؟.
ثانياً- از بحثهاى گذشته بخوبى اين نتيجه را گرفتهايم كه اين مسئله اثر عميقى در زندگى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى ما دارد، و سرنوشت ما تا حدود زيادى به آن مربوط است، اصلاح نابسامانيهاى كنونى و شكست بن بستهائى كه در زندگى ماشينى فعلى پيدا شده. بدون اعتقاد به آن مبدأ ميسر نيست.
آرامش روح و جان ما و باز يافتن قدرت معنوى براى مقابله با مشكلات زندگى بدون اتكاء به چنين مبدئى