معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - ٨- موقعيت ما در جهان هستى
زندگى باشد. [١] راستى ساكنان كرات ديگر چگونه زندگى ميكنند؟ آيا آنها هم مانند ما كشمكش و جنگ و خونريزى دارند، مثلًا براى خود «و يتنامى» درست كردهاند كه دهها سال بخاطر «هيچ» در آن مىجنگند و يا اينكه اصلًا لغتى بنام «جنگ» در قاموسشان نيست و همچون ميلياردها سلول يك تن كه در نهايت صلح و صفا با هم زندگى و همكارى دارند بسر ميبرند؟ كسى نميداند.
پس خوب كه فكر كنيم مىبينيم آنچه نام آنرا علم و دانش بشرى مىگذاريم و كتابخانههاى عظيمى را به وسعت چندين كيلومتر با چندين ميليون كتاب پوشانيده است همه شرح نادانيهاى ما و يا دانستنيهاى مربوط بنقطه روشن كوچكى است كه بى شباهت بشعاع يك كرم شب تاب در يك شب تاريك آن هم در دل بيابانى پهناور نيست.
براى دوباره نوشتن تمام اين علوم و دانشهاى وسيع
[١]. دانشمندان فعلى امروز نيز به اين حقيقت معترفتند كه دايره حيات و زندگى وسيعتر از آنچه ما تصور مىكنيم هست و پهنه آسمانها را فرا گرفته است.