معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - ٢- آرامش روح را كجا پيدا كنيم؟
در برابر حوادث خونسرد، و در پيكار با مشكلات شجاع و توانا بودهاند، و حتى بر چهره مرگ، اين مرگ اسرارآميزى كه آن خود يكى از سؤالات آزار دهنده ماست لبخند مىزدند.
من از اين آرامش عجيب كه بر زندگى آنها سايه افكنده بود، لذت ميبردم و بر آن غبطه ميخوردم، ولى هر چه زواياى روحم را كاوش مىكردم اثرى از اين «آرامش» نمىديدم.
گويا كرانههاى روحم در تاريكى عميقى فرو رفته بود و از لابلاى آن تاريكى، اشباح مرموز و ناراحت كنندهاى همراه با سئوالات و پرسشهاى گوناگون بيرون ميدويدند، و سراسر روح مرا ميدان تاخت و تاز خود قرار ميدادند سپس در ميان همان تاريكىها محو مىشدند! ...
فكر مىكردم چه ميشد اگر شعاعى از آن «آرامش»: بر سراسر روح ما مىپاشيد و تمام زواياى آن را روشن مىساخت و اين «اشباح وحشتناك» كه گويا علاقه خاصى با «تاريكىها» دارند براى هميشه از صفحه روح ما طرد مىشدند ...