معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - ١٠- تكيه بر حس به تنهائى ممكن نيست
در حالى كه يقين داريم چنين دايرهاى در خارج وجود ندارد و اين «گول» را چشم ما به ما مىزند.
بسيارى از «تابلوهاى نئون» حركات، گردشها و امواج زيبائى را بوسيله چراغهاى رنگارنگ خود براى ما مجسم مىكنند كه هيچكدام واقعيت ندارد و همه زائيده خطاى باصره و خيال ناشى از آن است.
اگر چشم ما همه چيز را درست مىديد هرگز اين تابولهاى زيبا وجود نداشت.
همين «سينما» و هياهوى عجيب فيلمهاى آن همه مربوط به استفاده از يك خطاى باصره است، زيرا اگر چشم خطا نداشت فيلمهاى سينما بصورت يك مشت عكسهاى جداگانه و پراكنده بيش نبود و هيچكس را نمىتوانست به خود جلب كند، اگر يك روز مردم جهان چشم بينا و كاملترى پيدا كنند و فاصله فيلمها را ببينند در تمام سينماها تخته خواهد شد.
هيچكس شاديد نباشد كه منظره «سراب» را به هنگام مسافرت در بيابانها در تابستان از دور نديده باشد، از دور امواج زيباى آب در وسط جاده، يا در دو طرف، روى هم