ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٥ - مقصود
حرام است و مطالب ديگر! آنها اگر در پاسخ اين سؤال مىگفتند: بز و ميش نر حرام است يا بز و ميش ماده حرام است يا آنچه در رحم آنهاست، حرام است، لازم بود كه هر بز و ميش نر يا هر بز و ميش ماده يا آنچه در رحم آنهاست، حرام باشد و بنا بر جواب اخير گوسفند نر و ماده هر دو حرام بود زيرا آنچه دو رحم بز و ميش است، يا نر است، يا ماده. خلاصه اينكه لازم بود معتقد شوند كه جنس گوسفند، اعم از نر و ماده و كوچك و بزرگ حرام باشد. در حالى كه آنها زير بار چنين مطلبى نمىرفتند، زيرا بعضى را حلال و بعضى را حرام مىشمردند. بدينترتيب در برابر اين استدلال محكوم مىشدند.
(نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ): اگر راست مىگوييد از آنچه حلال يا حرام شمردهايد، از روى علم بمن خبر دهيد.
(وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهذا):
در اينجا تتمه هشت زوج نر و ماده حيوانات را در مورد شتر و گاو بيان مىكند. سپس همان استدلالى را كه در مورد بز و ميش كرد، تكرار كرده، مىفرمايد: به آنها بگو آيا خدا شتر و گاو نر يا شتر و گاو ماده يا بچهاى كه در رحم گاو و شتر ماده است حرام كرده و يا اينكه هنگامى كه خداوند به شما دستور داد و آنها را بر شما حرام كرد، حضور داشتيد؟! سؤال اخير را باين جهت طرح مىكند كه در راه تحصيل علم، يا دليلى كه عقلا براى رسيدن بحق دنبال مىكنند يا مشاهده است كه عمومى نيست و اختصاص بعدّه خاصى دارد. هر گاه هيچ كدام از اين دو راه براى تحصيل علم نباشد، علمى وجود ندارد و مذهب باطل مىشود. مقصود اين است كه آيا شما اين مطلب را بدليل كتب آسمانى مىگوييد يا خداوند با خود شما در ميان گذاشته است؟ اوّلى كه باور نداريد دوّمى هم كه دروغ است. پس گفتار شما باطل است.
(فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ): چه كسى به خود ستمكارتر از كسى است كه بخدا نسبت دروغ دهد و چيزى كه از جانب خدا تحريم