ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٩ - مقصود
گفتهاند: سنت دختر كشى از اينجا پيدا شد كه نعمان بن منذر، قومى از عرب را غارت و زنانشان را اسير كرد. در ميان اسيران دختر قيس بن عاصم بود. سپس صلح كردند.
هر زنى بخانواده خود بازگشت، جز دختر قيس كه ترجيح داد در ميان سپاه دشمن بماند.
قيس سوگند ياد كرد كه هر چه دختر در خانهاش تولد شود، زنده بگور كند.
(لِيُرْدُوهُمْ): اين لام براى عاقبت است. يعنى نتيجه زينت قتل اولاد هلاك شدن مردم بود. نه اينكه آنها واقعاً قصد داشتند كه ايشان را هلاك كنند. اين معنى از ابو على جبائى است. برخى گفتهاند: ممكن است در ميان آنها افراد معاندى هم بودند كه قصد هلاك ايشان را داشتهاند. و بنا بر اين جانب آنها غلبه داده شده است.
(وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ): نتيجه ديگر اينكه دين آنها را بر آنها مشتبه و ترديد ميكردند.
(وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ): اگر خدا ميخواست كه آنها را از اين كار منع كند يا آنها را مجبور به ترك كند، ميكرد و جلو آنها را مىگرفت. لكن اين كار با تكليف كه امر اختيارى است، سازگار نبود.
(فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ): آنها را با دروغ و افترايشان ترك كن و بحال خود گذار، زيرا خدا آنها را كيفر مىدهد. اين جمله، در نهايت تهديد است.
اين آيه دلالت دارد بر اينكه تزيين قتل و خود قتل، كار خود آنها بود و در نسبت آن بخدا دروغگو بودند.