ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٥ - مقصود
(إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ): اين خطاب به پيامبر، اما مقصود عموم امت است. يعنى: خداوند بحال گمراهان داناتر است.
پرسش چگونه مىتوان گفت: خدا داناتر است؟ اگر منظور اين است كه از كسانى كه مىدانند، داناتر است، صحيح نيست و اگر منظور اين است كه از كسانى كه نمىدانند، داناتر است، باز هم صحيح نيست.
پاسخ مقصود اين است كه خداوند از كسانى كه ميدانند. داناتر است، زيرا علم خداوند نسبت بهر چيزى از جهاتى است كه بر ديگران مخفى است، او عالم بگذشته و حال و آينده اشياء تا روز قيامت است، ولى ديگران چنين علمى ندارند: زيرا آنها همه چيزها را نمىدانند. آنچه هم ميدانند نسبت بهمه جهات نيست. اما آنها كه عالم نيستند، صحيح نيست بگوييم: خدا از آنها عالمتر است. زيرا صفت تفضيل مقتضى اشتراك در وصف و زيادى براى صاحب صفت است و اين در مورد كسى كه عالم نيست، جز بمعناى مجازى صحيح نيست.
(وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ): خداوند بحال كسانى كه راه ضلال را مىپيمايند و هلاك ميشوند و بحال كسانى كه راه هدايت مىپيمايند و بپاداش مىرسند، داناتر است.
از اينجا برمىآيد كه گمراهى و گمراه كردن، كار انسان است و اين بر خلاف عقيده جبريان مىباشد. ديگر اينكه تقليد و پيروى از گمان و فريفته شدن به اكثريت جايز نيست. على ع بحارث همدانى فرمود:
«يا حار الحق لا يعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله»
يعنى: اى حارث، حق بمردان شناخته نميشود. حق را بشناس كه اهل حق را مىشناسى.