ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤ - مقصود
شايبه رنج و زحمت باشد و چنين پاداشى در اين جهان وجود ندارد و نيز پاداش نبايد توام با تكليف كه خود مشقت و زحمت لازم دارد، باشد، پس جهان ديگرى بايد باشد كه فقط در آنجا پاداش بىرنج و مزد بىزحمت به نيكوكاران داده شود. از همه اين دلايل كه بگذريم، ملاحظه مىكنيم كه در اين جهان، ستمكاران بهر گونه ستمى دست مىيازند و هيچگونه انتقامى به نفع مظلوم از آنها گرفته نميشود. گروهى دچار بيمارى و درد و مصيبت ميشوند بدون اينكه استحقاقى داشته باشند. يا عوضى به آنها داده شود. اينها ايجاب مىكنند كه جهان ديگرى باشد كه بمردم عوض داده شود و حق مظلوم از ظالم گرفته شود.
(الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ): با آنها كه كفر و عناد، خود را بورطه هلاك افكندهاند، ايمان نمىآورند و در برابر حق تسليم نميشوند. قبلا به اين نكته اشاره كرد كه ملك آسمانها و زمين، از خداست. اكنون در باره موجوداتى كه در آسمانها و زمين هستند، مىفرمايد:
(وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ): آفرينش و مالكيت و سلطنت هر چه در زير پرده ظلمت شب يا در زير پرده سفيد روز ساكن است، بخدا تعلق دارد. در آيه پيش فرمود:
موجوداتى كه در آسمانها و زمين هستند، بخدا تعلق دارند و در اين آيه، ميفرمايد، موجوداتى كه در ظلمت شب و نور روز، ساكنند، از خدا هستند و بدينترتيب در قلمرو بىنهايت مكان و زمان، حكومت و قدرت خود را توسعه بخشيد. گويا مقصود اين است كه تمام اجسام و عوارض آنها بخدا تعلق دارند. مقصود از سكون، در حقيقت، حلول و وجود است.
برخى گفتهاند: منظور اين است كه تمام موجوداتى كه در شب، آرميدهاند و تمام موجوداتى كه در روز، بكوشش و تلاش مشغولند، مخلوق خدا هستند. علت اينكه فقط سكون را آورده و به تحرك، اشارهاى نكرده، اين است كه بيشتر، موجودات در حال سكون و آرامش و كمتر در تحركند. وانگهى بدنبال هر تحركى، سكون و آرامش است. پس آيه، باين معنى است: براى خداست موجوداتى كه شب و روز در حال آرامش