ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٥ - مقصود
٤- خداوند بسوى آنها پيامبران را فرستاد و آنها را امر كرد كه بدعوت ايمان و اسلام پردازند و از پرستش بتها نهى كنند. اينها سبب تحريك و دشمنى مردم شد.
بنا بر اين منشأ اصلى پيدايش عداوت آنها خداوند است كه پيامبران را فرستاده. اما خداوند سبب بعيد است نه سبب قريب. نظير اين مطلب، از زبان نوح آمده است كه:
(فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً) (نوح ٦: دعوت من جز بر فرار آنها نيفزود.) حسن و قتاده و مجاهد گويند: منظور از «شياطين جن و انس» كافران اين دو فرقه است. سدّى و عكرمه گويند: شيطانهاى انسانى كسانى بودند كه مردم را گمراه ميكردند و شيطانهاى جنى از نسل ابليس هستند.
در تفسير كلبى از ابن عباس نقل شده است كه: ابليس لشكر خود را بدو دسته تقسيم كرده است. دستهاى را بسوى انسانها و دستهاى را بسوى جنيان فرستاده است.
اين شيطانها- كه مامور انسانها و جنيان هستند- دشمنان پيامبران و مؤمنين هستند.
هر گاه يكديگر را ملاقات مىكنند، مىگويند: من فلان كس را اينطور گمراه كردم، تو هم فلان كس را همين طور گمراه كن و بدينترتيب از يكديگر براى گمراه كردن انسانها و جنيان الهام مىگيرند. از امام باقر ع روايت شده است كه: شيطانها يكديگر را ملاقات مىكنند و راه گمراه كردن خلق را بيكديگر نشان مىدهند و از يكديگر مىآموزند.
(يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً): آنها در باطن سخنان آراسته و گمراه كنندهاى كه ظاهرى دلفريب و باطنى تو خالى دارند، بيكديگر القاء مىكنند و بوسيله آنها مردم را مىفريبند.
(وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ): اگر خداوند خواسته بود جلو آنها را بگيرد و آنها را اجباراً منع كند، قدرت داشت و آنها را منع ميكرد. لكن آنها را بر ترك آن مجبور نكرد تا تكليف باقى بماند و افراد مكلف در معرض امتحان قرار گيرند. برخى گويند:
منظور اين است كه اگر خدا ميخواست، بوسيله فرستادن عذاب يا معجزهاى آنها را خاضع و زبون ميكرد و از گمراه كردن مردم باز مىداشت.