ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٦ - مقصود
ملزم كردهايم به ايمان و پاسدارى دين.
در اين آيه خداوند ضمانت مىكند كه پيامبر خود را يارى و دين را حفظ كند.
(أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ): اينان را خداوند هدايت كرده است كه در برابر سختىها صبر و استقامت داشته باشند. تو هم به آنها اقتدا كن و در برابر آزار و كجرويهاى قومت صبر و استقامت داشته باش، تا سزاوار همان پاداشى شوى كه آنها شدند.
برخى گويند: يعنى اينان بودند كه هدايت خدا را پذيرفتند و بلطف خدا هدايت يافتند، اكنون تو هم راه آنها را دنبال كن و در توحيد و دلائل خداشناسى و تبليغ رسالت، به آنها تأسى كن. مقصود اشاره به پيامبرانى است كه قبلا نامشان ذكر شد. اين معنى از ابن عباس، سدّى و ابن زيد است. حسن و قتاده گويند: اشاره به مؤمنينى است كه از جانب خداوند بپاسدارى دين برگزيده شدهاند. طبق اين معنى لفظ هدايت تكرار نشده. اما طبق معناى اول تكرار شده و تكرار آن بخاطر طولانى شدن كلام مانعى ندارد. بنا بر معناى اول، به پيامبر بزرگوار اسلام دستور مىدهد كه به صبر ايوب و سخاوت ابراهيم و سختگيرى موسى و زهد عيسى تأسى بجويد.
در آيه بعد در تفسير پارهاى از امورى كه پيامبر گرامى ما بايد به پيامبران گذشته، تأسى بجويد، مىفرمايد:
(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً): اى محمد، به اينها بگو: من در برابر تبليغات دينى و انجام وظائف رسالت، از شما مزدى نميخواهم. همانطورى كه ديگر پيامبران خدا نيز مزدى نخواستند. بديهى است كه اگر تبليغ رسالت هم مثل يك مؤسسه تجارتى باشد يا شخص پيامبر همچون افراد مزدور، در صدد كسب منافع مادى باشد، مردم از دين تنفر پيدا ميكنند.
(إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ): قرآن جز وسيله تذكر و يادآورى براى مردم جهان چيزى نيست.