ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٨ - مقصود
پاسخ اين پرسش از دو راه ممكن است: يكى اينكه ابراهيم اين جمله را از روى فرض مىگفت، تا درباره آن تأمل كند و بدرستى و نادرستى آن پى برد. چنان كه ما در موقع مطالعه اجسام، آنها را قديم فرض مىكنيم، تا بعداً فساد آن را كشف كنيم. ديگر اينكه: ابراهيم اين جمله را از روى گمان خود گفته است. مانعى ندارد كه انسان مطلبى را به گمان خويش بگويد و بعد از پى بردن بخطاى خود آن را انكار كند.
٢- چرا ابراهيم از ديدن ستاره و ماه و خورشيد، تعجب مىكرد. مگر هنوز آنها را نديده بود؟ چگونه ممكن است كسى كه اكنون بحد رشد و كمال رسيده است، توجهى به آسمان و منظره ستارگان و ماه و خورشيد نكرده باشد؟! پاسخ اين است كه: چه مانعى دارد كه ابراهيم تا آن وقت آسمان را نديده باشد؟ در روايت است كه مادرش وى را از ترس نمرود در غارى زاييد و بزرگ كرد.
آدم غارنشين از ديدن آسمان و تماشاى جمال ستارگان و ماه و خورشيد محروم است.
وقتى كه بالغ شد، از غار بيرون آمد و آسمان را ديد و ... ممكن است قبلا آسمان را ديده باشد، اما درباره ستارگان و ماه و خورشيد نينديشيده باشد، زيرا در آن وقت لازم نبوده است كه فكر كند. هنگامى كه عقلش كامل شد، به فكر فرو رفت.
در مورد آيات شريفه، يك احتمال ديگر هم وجود دارد و آن اينكه ابراهيم نميخواست واقعاً اعتراف بخدايى ستاره و ماه و خورشيد كند. او خداوند يكتا را شناخته بود. مقصودش اين بود كه از اين راه براى قوم استدلال كند و خطاى آنها را با اين منطق رسا براى آنها به ثبوت برساند و به آنها بفهماند كه خدا نبايد غروب كند و ... بنا بر اين جمله(هذا رَبِّي) يا به اين معنى است كه: اين است خدا من به مذهب و به عقيده شما. چنان كه ممكن است، به آنهايى كه خدا را جسم و شبيه جسم مىدانند بگوييم: اين است خداى آنها كه حركت مىكند و آرام ميشود! يا به معناى استفهام است كه حرف استفهام حذف شده است. يعنى: «آيا