ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٥ - مقصود
قتاده و سدّى گويند: همين كه مؤمن از قبر خارج ميشود، صورتى زيبا و خوشبو در برابرش ظاهر ميشود و مىگويد: منم عمل صالح تو. در دنيا همواره بر دوش تو بودم. اكنون وقت آن است كه بر دوش من قرار گيرى. خداوند مىفرمايد:(يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً) (مريم ٨٥) يعنى: روزى كه مردم متقى را سواره، بسوى خداوند رحمان، محشور مىكنيم. اما كافر، همين كه از قبرش خارج ميشود، صورتى بسيار زشت و بد بو در برابر او ظاهر شده، گويد: منم عمل زشت تو. در دنيا سوار من بودى. اكنون بايد بر دوش تو سوار شوم.
خداوند مىفرمايد:(وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ) زجاج گويد: ممكن است منظور از اين سنگينى، سنگينى عذاب باشد.
همانطورى كه سنگينى در مورد و زن استعمال ميشود، در مورد حالات نيز بكار مى- رود. چنان كه مىگويند: سخن فلان كس بر من سنگين آمد. يعنى نپسنديدم.
بنا بر اين يعنى: عذاب گناه، طورى بر آنها سنگينى مىكند كه از عهده تحمل آن برنمىآيند. على ٧ فرمود: خود را سبك سازيد تا به نيكان ملحق شويد، زيرا آخر و سرانجام شما در انتظار اول شماست.
(أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ): بد بارى بر دوش دارند و بقولى يعنى: بد كيفرى در برابر گناهان خويش متحمل ميشوند. اكنون به پاسخ اينكه گفتند: زندگى منحصر بهمين دنياست و قيامتى نيست، پرداخته، ميفرمايد: دنيا با همه خوشيها و تمتعاتش، فانى و تباه شدنى است.
(وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ): زندگى دنيا در صورتى كه راهى براى درك سعادت آخرت نباشد، جز باطل و غرور نيست. منظور از حيات دنيا، اعمال دنياست، زيرا خود دنيا بازيچه نيست. كارهايى هم كه موجب خشنودى خدا هستند، بازيچه نيستند، «لعب» كارى است كه نفعى ندارد و «لهو» كارى است كه جنبه جدى بخود نگيرد.
چنين كارهايى غير از معصيت، چيز ديگرى نيستند. برخى لهو و لعب را به معناى زودگذر و فانى بودن لذتها و خوشيهاى دنيا دانستهاند.