ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٠ - مقصود
با وسائل ميكانيكى آب خورده باشد ٢٠/ ١) اين قول از ابن عباس و محمد بن حنيفه و زيد بن اسلم و حسن و سعيد بن مسيب و قتاده و ضحاك و طاووس است. ٢- از امام صادق بنقل از آباء طاهرينش منقول است كه منظور دادن اندازهاى است كه ممكن باشد به مساكين. عطا و مجاهد و ابن عمرو سعيد بن جبير و ربيع بن انس نيز چنين گفتهاند.
اصحاب ما روايت كردهاند كه منظور دادن قبضهها و مشتهاى پى در پى ايشان است.
ابراهيم و سدى گويند: اين آيه با حكم وجوب دادن يك دهم و يك بيستم، نسخ شده است، زيرا اين آيه مكى است و حكم زكات در مدينه بيان شد. و چون روايت شده است كه زكات هر صدقهاى را نسخ كرده است، گويند: زكات در روز چيدن و درويدن برداشته نميشود. تا ناسخ صدقات باشد، على بن عيسى گويد: اين مطلب صحيح نيست، زيرا روز چيدن و درويدن، ظرف حق است نه ظرف انجام مأمور به.
(وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ): از حد خود در صرف مال تجاوز مكنيد كه خدا مردم مسرف را دوست نمىدارد. در اينباره اقوالى است: ١- خطاب بصاحبان مال است. يعنى همه مال را صدقه ندهيد بلكه براى خانواده هم چيزى باقى بگذاريد.
چنان كه ثابت بن قيس بن شماس ثمر پنجاه نخل را برداشت و همه را صدقه داد. اين قول از ابو العاليه و ابن جريج است. ٢- سعيد بن مسيب گويد: يعنى از اداى واجب كوتاهى نكنيد. ٣- ابو مسلم گويد: يعنى پيش از چيدن، در خوردن زيادهروى مكنيد و به فقرا ضرر نزنيد ٤- يعنى مال را در راه معصيت و بيجا خرج نكنيد ٥- خطاب به پيشوايان است. يعنى بصاحبان مال اجحاف نكنيد و از آنها زيادى نگيريد. اين قول از ابن زيد است. ٦- اين خطاب بعموم است. تا كسى در صرف مال زيادهروى نكند و زمامدار و حاكم در گرفتن مال مردم و صرف آن زيادهروى و ولخرجى نكنند. و اين قول از لحاظ فايده، عمومىتر است.