ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٦ - مقصود
زراعت خدا را براى بتها قرار مىدادند و مىگفتند: خدا بىنياز و بتها محتاج هستند و اگر زراعت بتها خوب مىشد و زراعت خدا بد، چيزى از آن بخدا نداده مىگفتند:
خدا بىنياز است. چارپايان را هم قسمت كرده، سهمى براى خدا و سهمى براى بتها قرار ميدادند. سهم خدا را به مهمان مىدادند و سهم بتها را صرف بتها مىكردند، اين قول از زجاج و ديگران است.
٢- هر گاه سهم خدا با سهم بتها مخلوط مىشد جدا نميكردند و ميگفتند، خدا غنىتر است و هر گاه سهم بتها با سهم خدا مخلوط مىشد، جدا مىكردند. هر گاه آب از زراعت خدا به زراعت بتها مىرفت، نمىبستند و هر گاه آب از زراعت بتها بزراعت خدا مىرفت، مىبستند و مىگفتند: خدا غنىتر است. اين قول از ابن عباس و قتاده و مروى از امامان ما (ع) است.
٣- هر گاه از سهم بتها چيزى از بين مىرفت، از سهم خدا برميداشتند و جبران مىكردند و هر گاه از سهم خدا چيزى از بين ميرفت، جبران نميكردند. اين قول از حسن و سدّى است.
(ساءَ ما يَحْكُمُونَ): اين حكم آنها بد حكمى بود.