ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٥ - مقصود
٢- مقصود اينست كه هر كه را خدا بخواهد بر هدايت استوار بدارد، سينهاش را بپاس ايمان و پذيرش هدايت، مىگشايد. گاهى مقصود از هدايت، پايدار ماندن و و استوارى در آن راه است. چنان كه درباره(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) گفتهايم (فاتحه ٥، ما را در راه راست و استوار و پايدار بدار) و هر كه را بر اثر كفر و ترك ايمان، بخواهد بخود واگذارد و ميان او و آنچه ميخواهد، خالى گذارد، سينهاش را تنگ و سخت ميكند و الطاف خود را از او دريغ مىدارد تا سينهاش گشايش نيابد، زيرا بر اثر پايدارى در راه كفر، شايسته قبول الطاف حق نيست.
پرسش ما مىبينيم كه كافر بر كفر خود تنگدل و تنگ سينه نيست. بلكه بر كفر خود خوشدل است. آيا ممكن است در خبر خداوند، خلاف باشد؟
پاسخ خداوند مىفرمايد كه سينهاش را تنگ مىكند و نمىفرمايد كه در همه حال چنين است. پيداست كه اشخاص كافر گاهى بر اثر شبههها و پيدايش شك، چنان تنگدل و ناراحت مىشوند كه حدى ندارد. در اين حالات است كه خداوند، قلب مؤمن را نورانى مىكند و به او دلايلى القاء مىكند كه شك و شبهه از كانون دلش زايل شود و آسوده گردد.
ظاهر آيه، بيشتر از اين اقتضاء نمىكند.
٣- مقصود اين است كه هر كه را خدا بخواهد از هدايت بيشترى كه به مؤمن وعده كرده، برخوردار و بهرهمند سازد، سينهاش را براى آن مىگشايد، زيرا فايده آن اين است كه بر بصيرت مؤمن افزوده ميشود. اما كسانى را كه خدا ميخواهد از آن هدايت افزونتر محروم سازد و چنان كه خود بكفر گراييدهاند، آنها را از معرض آن هدايت دور گرداند، سينهشان را تنگ و سخت مىكند كه جايى براى پذيرش آن هدايت باقى نماند بديهى است كه هر گاه گشودن سينه مؤمن مقتضى برخوردارى از هدايت بيشتر باشد، بستن و تنگ كردن سينه كافر، مقتضى محروميت از آن است. نتيجه اين بيان اين است كه مردم براى پذيرش ايمان و اعراض از كفر، ترغيب مىشوند. اين بيان