ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٨ - مقصود
كه بكار بردند، تا نور خدا را خاموش كنند، از عهده برنيامدند و خداوند نور خود را تمام كرد.
برخى گفتهاند: مقصود عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح است كه پيامبر خدا روزى به او دستور داد كه بنويسد:(وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ) ...( ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ) (مؤمنون ١٢ به بعد) در اينوقت بر زبان عبد اللَّه اين جمله جارى شد(فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ) پيامبر دستور داد كه اين جمله را بنويسد و اضافه كرد كه همين طور از جانب خدا نازل شده است. عبد اللَّه بن سعد، پس از اين جريان مرتد شد. گفت: اگر محمد راستگوست، هر چه بر او نازل شده، بر من هم نازل شده است و اگر دروغگوست، منهم مثل او سخن مىگويم. پيامبر اسلام خون او را مباح شمرد. در روز فتح مكه، عثمان دستش را گرفته، بمسجد آورد و گفت:
يا رسول اللَّه، او را عفو كن. پيامبر سكوت كرد تا سه مرتبه. بار سوم فرمود: او در اختيار تست. وقتى كه عثمان بازگشت، به اصحاب فرمود: مگر نه گفته بودم هر كس او را ببيند، خونش را بريزد؟! عباد بن بشر عرض كرد: چشم من به شما بود كه بمن اشاره كنيد و من او را بكشم. فرمود: پيامبران با اشاره كسى را نمىكشند.
(وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ): اگر ستمكاران را ببينى كه در حال جان كندن يا در آتش جهنم، دچار سختترين شكنجه هستند و فرشتگان قبض روح يا فرشتگان عذاب، دستهاى خود را براى قبض روح يا عذاب آنها گسترده، بر پيشانى و صورتشان مىزنند و بآنها مىگويند: اگر مىتوانيد و راست مىگفتيد خويشتن را از اين گرفتارى و پريشانى نجات دهيد، ملاحظه خواهى كرد كه دچار عذابى دردناك هستند.
برخى گويند: يعنى فرشتگان قبض روح بمنظور سختگيرى و تهديد آنها مىگويند: قالب را از جان تهى كنيد. گر چه تهى كردن قالب، كار آنها نيست. بلكه كار فرشتگان است.
برخى گويند: بنا بر اينكه آيه درباره عذاب آخرت باشد، مقصود اين است