ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٤ - مقصود
مرا مىترسانيد و به پرستش آنها كه از ضررشان ترسى نيست و بخيرشان اميدى نيست، دعوت مىكنيد؟!( إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً): مگر اينكه خداى من چيزى را بخواهد. درباره تفسير اين جمله دو قول است.
١- مقصود اين است كه: مگر اينكه خداوند اين بتها را غالب گرداند و آنها را مورد حمايت قرار دهد تا بتوانند بمن آسيبى يا نفعى برسانند. در اينصورت هم خدا نيستند، بلكه محتاج خدا و دليل يگانگى او هستند و ما را راهنمايى مىكنند كه سزاوار عبادت خداوند يكتاست و او را شريك و همتايى نيست.
٢- مقصود اين است كه: من از بتها نمىترسم. مگر اينكه خداوند بخواهد مرا عذاب كند و بمن زيانى برساند. اما تفسير اول بهتر است.
(وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ): در اينجا ابراهيم زبان بثنا گويى خدا گشوده، گويد: خداى من بهمه چيز عالم است. شما بايد در اينباره، تدبر كنيد، تا به اين حقيقت، پى بريد.
باز هم به نكوهش رفتار و عقايد آنها پرداخت، مىفرمايد:
(وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ): شما بچه دليل مرا الزام مىكنيد كه از اين بتهاى ساختگى شما بترسم، با اينكه پر واضح است كه آنها را سود و زيانى نيست؟!( وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ): اما شما از خدايى كه قادر است به انسان سود و زيان برساند، نترسيده، بساحت او جرأت مىورزيد و موجودات دون پايهاى را شريك او قرار مىدهيد و به پرستش آنها مىپردازيد.
برخى گويند: يعنى: من چگونه از شرك شما بترسم؟ من از شرك شما بيزارم و بنا بر اين ترسى ندارم و خداوند هم بكردار زشت شما مرا مؤاخذه نميكند و كيفر نمىدهد. اين شماييد كه گرفتار شرك هستيد و بنا بر اين بايد بترسيد.
(ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً): آنهم چيزى را شريك خدا مىدانيد كه هيچگونه دليل از جانب خداوند بر صحت آن نازل نشده است. از اين جمله بر ميآيد كه هر كس