ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٤ - اعراب
بيان آيه ٧٦- ٧٧- ٧٨- ٧٩
قرائت
راى: ابو عمرو و ورش بفتح راء و كسر همزه خواندهاند. ابن عامر و حمزه و كسايى به كسر راء و همزه و ديگران بفتح راء و همزه قرائت كردهاند.
لغت
جن عليه الليل: تاريكى شب او را فرا گرفت. جنّ بموجودى گويند كه از چشمها پنهان و پوشيده است. شاعر گويد:
|
و ماء وردت قبيل الكرى |
و قد جنه السدف الادهم |
|
يعنى: از جانب كرى به آبى وارد شدم كه تاريكى سياه آن را پوشانده بود.
افول: پنهان شدن.
بزوغ: طلوع.
قمر: در سه شب اول ماه به ماه هلال و در بقيه ماه، قمر گفته ميشود. اينكه به ماه قمر مىگويند به خاطر سفيدى آن است.
اعراب
چرا «شمس» را يك جا مذكر و يك جا مؤنث بكار برده، گويد: «بازغة»(هذا رَبِّي) ...؟
پاسخ اين است كه «هذا» اشاره به نور است.[١] اما علت اينكه شمس را مؤنث و قمر را مذكر قرار مىدهند، اين است كه تانيث در پارهاى از موارد براى تعظيم است.
[١]- ممكن است رمز ديگرى داشته باشد و آن اينكه وقتى خورشيد را خدا ميخواند و بر مسند الوهيت مىنشاند، اسم اشاره مذكر برايش بكار مىبرد. اما همين كه بر اثر افول، او را لايق اين مسند نميداند بار ديگر طبق معمول ضمير مؤنث به آن برمىگرداند.