ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٠ - مقصود
(إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ): البته خداوند بهر چيز دانا بوده و مصلحتهاى بندگان را ميداند و طبق آن به آنان روزى ميدهد.
(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها):
و اگر بپرسى از ايشان كه چه شخصى فرو فرستد و جارى كند از آسمان آب (باران) را پس زنده گرداند بسبب آن زمين را بعد از مردنش- كه خشك و بىسبزه گرديده بود.
(لَيَقُولُنَّ اللَّهُ): البته در پاسخ گويند «اللَّه» است.
(قُلِ): بگو اى محمد ٦ در اين صورت.
(الْحَمْدُ لِلَّهِ): ستايش و سپاس تنها براى خداوند- يعنى «اللَّه»- بوده كه قدرتش كامل و نعمتش را بر ما تمام گردانيده و بتوحيد و اخلاص در عبادت خويش ما را موفق نموده است. سپس فرمود:
(بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ): بلكه اكثرشان تعقل ننموده و با آنكه اقرار دارند خداوند خالق جهان و فرستنده باران از آسمان است مع ذلك تفكر و تدبر نمينمايند و از راهى كه آنان را بخدا ميرساند، برميگردند، پس گويا آنان عقل ندارند.
(وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ): و نيست اين زندگى دنيا، بجز هوس رانى و بازيچه زيرا اين زندگى همانند برنامههاى لهو و لعب زودگذر بوده چه انسانى از او در مدت كوتاهى بهرمند شده و سپس ميگذرد و زايل ميگردد.
(وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ): و البته خانه آخرت و بهشت جاودانى حقيقتا سراى زندگى است زيرا او دائمى و جاودانى بوده، نابودى و مرگ در او نخواهد بود و تقديرش «و ان الدار الآخرة لهى دار الحيوان او ذات الحيوان» ميباشد زيرا «الحيوان» مصدر و هم وزن «نزوان» و «غليان» است پس مضاف حذف شده و مضاف اليه جانشين او ميباشد و معنى چنين ميشود كه زندگى در آخرت زندگانى ايست كه هيچ نوع كم و كاست ندارد.
(لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ): اگر ايشان بدانند و فرق بين زندگى موقت و زندگانى جاودانى را دريابند، حتماً از اين موقت چشم پوشيده و به جاودانى دل بستگى پيدا