ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٥ - مقصود
بسادگى و آرامى صحبت كنى.
(إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ): البته ناخوشترين آوازها صداى خران است كه بقول قتاده اولش زفير و آخرش شهيق است.
و بنا بر اين در آيه لقمان بفرزند خويش اقتصاد در راه پيمايى و سخن گفتن را دستور فرموده.
و از «زيد بن على» روايت شده كه مقصود صداى انسانهايى كه شبيه به خرانند يعنى افراد نادان فرومايه چنان كه خداوند آنان را تشبيه به چهارپايان فرموده، و از امام صادق (ع) روايت آمده كه مراد عطسه زدن بسيار با صدا است و گاهى انسان بدون هيچگونه نيازمندى صداى خود را بقدرى بلند ميكند كه از زيبايى مىافتد البته اگر خواستهاى داشته باشد و يا براى قرائت آيات قرآن اشكالى ندارد.
سپس خداوند نعمتهاى خود را ياد كرده و مردم را بشناخت آن دعوت ميكند.
(أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ): آيا نمىبينيد كه خداوند رام نموده براى شما آنچه را كه در آسمانها از خورشيد و ماه و ستارگان ميباشد.
(وَ ما فِي الْأَرْضِ): و آنچه را كه در زمين است از حيوانات و نباتات و غير ذلك كه از آن بهره بردارى نموده و بقدر احتياج خود مصرف ميكنيد.
(وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ): و فراوان داشته بر شما نعمتهاى خود را.
(ظاهِرَةً وَ باطِنَةً): آشكار و پنهانى كه نعمتهاى آشكار او را هرگز نتوانيد انكار نمائيد چه او شما را آفريده و نعمت حيات و توانايى بخشيده و قوه شهوت و ساير قوا را داده تا با آن تنظيم امورتان شود و اما نعمتهاى پنهانى آنها است كه جز با دقت نظر و كنجكاوى معلوم نميشود. و از «ابن عباس» آمده كه نعم پنهانى عبارت از مصالح دين و دنيا مردم است كه بر مردم مخفى است اما خدا ميداند- و طبق سنتهاى او در بين مردم جارى ميگردد. و «ضحاك» از ابن عباس روايت كند كه گفت از رسول خدا ٦ سؤال نمودم تا آيه برايم روشن شود، حضرت فرمود: اما نعمت آشكارا مانند اسلام و خلقت تو و ارزاق تو- كه همه را خدا داده است- و اما نعمت پنهانى پس او