ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨١ - دليل
يا حسنه است و او مؤنث ميباشد نظير آيه(فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) و اما كسى كه بنصب خوانده- خبر فعل دانسته- و در تقدير «ان تك المظلمة او السيئة او الحسنة مثقال حبة» تصور نموده است.
لا تصعر: نظر به اينكه در معنى چون همانند لا تصاعر است لذا بعضى آن را با الف خواندهاند و نظير آن را «سيبويه» در ضعف، ضاعف خوانده و «ابو الحسن» گويد اهل حجاز در اصطلاح خود آن معنى را بلفظ لا تصاعر و بنى تميم بلفظ لا تصعر تأديه مينمايند، و «ابو عبيده» گويد: ماده اين لفظ از «صعر» گرفته شده كه در باره شترى كه صورت و گردن خود را بگرداند و مايل بجانب ديگر كند استعمال ميشود.
«ابو على» گويد در اين جمله گويا چنين مقصود است كه از مردم دورى نكرده و در وقت ملاقات با آنان صورت خود را مگردان مثل آنكه مرضى در صورت و گردنش باشد و هميشه آن را مايل بطرفى نمايند.
نعمه: جمع نعمت بوده و معلوم است كه نعمتهاى خداوند بسيار است لذا بجمع خوانده شده ولى گاهى مفرد اين لغت هم دلالت بر معنى جمع مينمايد نظير آيه شريفه(وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها)، و اما لفظ(ظاهِرَةً وَ باطِنَةً) هيچ دليلى براى يكى از دو قرائت نتواند واقع شود زيرا همانگونه كه صفت براى جمع واقع ميشود براى مفرد هم ميتواند صفت باشد.
فتكن: كسى كه بكسره كاف خوانده از (و كن يكن) بمعنى جا گرفتن پرنده و نشستن او در آشيانهاش، گرفته چنان كه «امرء القيس» گويد:
|
و قد اغتدى و الطير فى وكناتها |
بمنجرد قيد الاوابد هيكل |
|
البته صبح نمودم و بدنبال صيد ميرفتم در حالى كه پرندگان هنوز در آشيانه بخواب بودند و سوار بر اسب كوتاه موى بلند و چابكى بودم كه فورى بصيد ميرسيد.
اسبغ: از اينكه آن را با صاد هم خواندهاند باعتبار وجود «غين» است چنان كه سالغ را صالغ هم مىخوانند.