بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩ - ٣ احتمال تأثير
«وا اسلاما» سردادن، فريادهاي خود را در هم ادغام کردند و با تجمعات و تظاهرات، صداها را در هم فرو بردند. همينگونه از امر به معروف و نهي از منکر بود که کاخهاي ستبر رژيم را لرزاند.
پس امر به معروف و نهي از منکر فقط اين نيست که هر کسي بهتنهايي و با خواهش و تمنا از کسي بخواهد معصيتي را ترک کرده، يا فعل واجبي را انجام دهد. اين، تنها يک مرتبه از مراتب اين فريضه است و براي زماني مناسب است که جامعه، اسلامي باشد و ارزشهاي اسلامي در آن احيا شده باشد؛ بهگونهايکه تا به کسي امرونهي ميشود، از کار خود شرمنده شود و عذرخواهي کند. اما اگر طرف مقابل گستاخانه، آن امرونهي را رد ميکند و کار آمر و ناهي را دخالت در امور خود ميداند، ديگر، چنين شيوهاي پاسخ نميدهد. در اينجا بايد فکر ديگري کرد و جامعه باید قدرتی به دست آورد تا بتواند امر به معروف و نهي از منکر کند. اين مطلب، هيچ نيازي به ادله تعبدي ندارد، بلکه عقل انسان حکم ميکند که بايد برای امر به معروف و نهی از منکر، آنگونه که اقتضا دارد اقدام کرد. عقل انسان نميپذيرد که خونهاي شهدا براي اين انقلاب ريخته شود و بزرگان دين در زندانها عمر خود را سپري کنند و انقلابيهای مسلمان شکنجه شوند، اما حاصل آن اين شود که کسي در مقام امر به معروف و نهي از منکر به کسي بگويد «اين کار را نکن» و طرف مقابل هم بگويد «به توربطي ندارد! آزادي است و هرکس هر کاري که دلش بخواهد ميتواند انجام دهد»! آيا اين همان امر به معروف و نهي از منکري است که قرآن درباره آن ميفرمايد: کنتُمْ خَيْرَ أُمَّه