بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ٢ روايات
جان ترک ميکنند. در اينجاست که امام(عليه السلام) هشدار ميدهد که اگر چنين وضعي پيش آمد، بايد از عقاب خدا بترسيد؛ زيرا عذابي که نازل ميشود، تر و خشک، و نيز بزرگ و کوچک را با هم ميسوزاند.
امام(عليه السلام) نخستين وظيفه براي رهايي از عذاب الهي را در اين ميداند که اگر کار ناروايي در جامعه ديده شد، در دل بايد در قبال آن احساس نفرت و انزجار داشت، نه آنکه در دل خود گفت هرچند گناهي انجام شد، گناه بدي هم نبود! در مرحله بعد هم بايد آن نفرت و انزجار را به زبان آورد و لب به اعتراض گشود. در مرحله زباني هم نخست بايد با نرمي باشد، اما اگر گنهکار با حرف نرم، آرام نگرفت و رودرروي شما ايستاد، اينجا ديگر جاي نرمي و ملاطفت نيست. البته در اين مسير حتي دوستان هم به ملامت انسان ميپردازند و آمران و ناهيان را متهم به خشونتطلبي ميکنند، اما نبايد از ملامت ملامتکنندگان هراسي به دل راه داد. بايد در امر به معروف و نهي از منکر تا آنجا پيش رفت که حتي ممکن است جان به خطر افتد تا کساني به امر خدا تن دردهند و از پيروي دستور شيطان دست بردارند.
در پايان روايت، امام باقر(عليه السلام)، باز براي تأکيد بيشتر و بالا بردن انگيزه انجام اين تکليف، داستاني را از شعيب(عليه السلام) نقل ميفرمايد. بر اين اساس، امام(عليه السلام) فرمودند: خداوند به شعيب(عليه السلام) وحي کرد که من صد هزار نفر از قوم تو را هلاک خواهم کرد، چهل هزار نفرشان اهل معصيت و گناهاند و شصت هزار نفر هم از خوبان. شعيب(عليه السلام) تعجب کرد؛ زیرا آنهايي که اهل گناهاند، حقشان است اما چرا خوبان هم بايد عذاب شوند؟! خداوند در