بزرگترین فریضه
(١)
مقدمه معاونت پژوهش
٧ ص
(٢)
مقدمه
١١ ص
(٣)
مفهوم امر به معروف و نهي از منکر
١٣ ص
(٤)
اهميت و جايگاه امر به معروف و نهي از منکر
١٥ ص
(٥)
ضرورت امر به معروف و نهي از منکر
١٨ ص
(٦)
1 دو گرايش درزمينه مسئوليت اجتماعي افراد
١٨ ص
(٧)
2 امر به معروف و نهي از منکر، ضرورتي عقلي
٢٦ ص
(٨)
3 مسئوليت افراد در برابر نيازهاي معنوي جامعه
٣٣ ص
(٩)
امر به معروف و نهي از منکر در آيات و روايات
٤٣ ص
(١٠)
1 آيات
٤٣ ص
(١١)
2 روايات
٥٢ ص
(١٢)
شرايط امر به معروف و نهي از منکر
٦٣ ص
(١٣)
1 عدم خوف از ضرر
٦٣ ص
(١٤)
2 پرهيز از توهين و رعايت حفظ شئون طرف مقابل
٧١ ص
(١٥)
3 احتمال تأثير
٧٧ ص
(١٦)
مراتب امر به معروف و نهي از منکر
٨١ ص
(١٧)
بيان اول
٨١ ص
(١٨)
1 احساس قلبي
٨٤ ص
(١٩)
2 اظهار ناراحتي
٨٤ ص
(٢٠)
3 اظهار به زبان
٨٦ ص
(٢١)
4 برخورد فيزيکي
٨٨ ص
(٢٢)
5 جهاد
٨٩ ص
(٢٣)
بيان دوم
٩٤ ص
(٢٤)
1 تعليم جاهل
٩٤ ص
(٢٥)
2 تذکر و موعظه
١٠٢ ص
(٢٦)
3 برخورد اجتماعي با توطئه &rlm ها
١٠٩ ص
(٢٧)
درباره روش ها و مصاديق بارز امر به معروف و نهي از منکر
١٢٥ ص
(٢٨)
1 ضرورت توجه به اختلاف در روش ها به تناسب شرايط زمان و مکان
١٢٥ ص
(٢٩)
2 ضرورت بهره­ گيري از طرح و برنامه در اجراي امر به معروف و نهي از منکر
١٢٩ ص
(٣٠)
3 ضرورت رعايت اولويت ها در اجراي امر به معروف و نهي از منکر
١٣٣ ص
(٣١)
4 ضرورت بصيرت به توطئه&rlm هاي دشمنان داخلي و خارجي
١٤٠ ص
(٣٢)
5 مقابله با تهاجم فرهنگي
١٤٢ ص
(٣٣)
6 حفظ آمادگي براي پاسخ گويي به شبهات اعتقادي و اخلاقي
١٤٩ ص
(٣٤)
7 ايجاد تشکل هاي اسلامي براي انجام فعاليت هاي اجتماعي
١٥١ ص
(٣٥)
8 تقويت روحيه شهادت طلبي براي احياي دين
١٥٦ ص
(٣٦)
9 ضرورت فراهم کردن زمينه هاي تأثير امر به معروف و نهي از منکر
١٦٠ ص
(٣٧)
10 تقويت نهادهاي احياگر امر به معروف و نهي از منکر در جامعه
١٦٣ ص
(٣٨)
چالش ها در بحث امر به معروف و نهي از منکر
١٦٧ ص
(٣٩)
1 تغيير منکر به معروف و معروف به منکر، مهم ترين آفت جامعه اسلامي
١٦٧ ص
(٤٠)
2 امر به معروف و نهي از منکر، تساهل و تسامح و خشونت
١٧٤ ص
(٤١)
3 امر و نهي مسئولان و التهاب آفريني در جامعه
١٨٣ ص
(٤٢)
4 امر به معروف و نهي از منکر و آزادي
١٨٥ ص
(٤٣)
کتابنامه
١٨٩ ص
(٤٤)
فهرست نمايه ها
١٩١ ص
(٤٥)
آيات
١٩١ ص
(٤٦)
روايات
١٩٢ ص
(٤٧)
موضوعات
١٩٢ ص
(٤٨)
اعلام
٢٠٦ ص
(٤٩)
اماکن
٢٠٨ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص

بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ٢ روايات

جان ترک مي‌کنند. در اينجاست که امام(عليه السلام) هشدار مي‌دهد که اگر چنين وضعي پيش آمد، بايد از عقاب خدا بترسيد؛ زيرا عذابي که نازل مي‌شود، تر و خشک، و نيز بزرگ و کوچک را با هم مي‌سوزاند.

امام(عليه السلام) نخستين وظيفه براي رهايي از عذاب الهي را در اين مي‌داند که اگر کار ناروايي در جامعه ديده شد، در دل بايد در قبال آن احساس نفرت و انزجار داشت، نه آنکه در دل خود گفت هر‌چند گناهي انجام شد، گناه بدي هم نبود! در مرحله بعد هم بايد آن نفرت و انزجار را به زبان آورد و لب به اعتراض گشود. در مرحله زباني هم نخست بايد با نرمي باشد، اما اگر گنهکار با حرف نرم، آرام نگرفت و رودر‌روي شما ايستاد، اينجا ديگر جاي نرمي و ملاطفت نيست. البته در اين مسير حتي دوستان هم به ملامت انسان مي‌پردازند و آمران و ناهيان را متهم به خشونت‌طلبي مي‏کنند، اما نبايد از ملامت ملامت‌کنندگان هراسي به دل راه داد. بايد در امر به معروف و نهي از منکر تا آنجا پيش رفت که حتي ممکن است جان به خطر افتد تا کساني به امر خدا تن دردهند و از پيروي دستور شيطان دست بردارند.

در پايان روايت، امام باقر(عليه السلام)، باز براي تأکيد بيشتر و بالا بردن انگيزه انجام اين تکليف، داستاني را از شعيب(عليه السلام) نقل مي‌فرمايد. بر اين اساس، امام(عليه السلام) فرمودند: خداوند به شعيب(عليه السلام) وحي کرد که من صد هزار نفر از قوم تو را هلاک خواهم کرد، چهل هزار نفرشان اهل معصيت و گناه‌اند و شصت هزار نفر هم از خوبان. شعيب(عليه السلام) تعجب کرد؛ زیرا آنهايي که اهل گناه‌اند، حقشان است اما چرا خوبان هم بايد عذاب شوند؟! خداوند در