بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - ٢ امر به معروف و نهي از منکر، ضرورتي عقلي
بهعبارتديگر، ديدگاه حاکم بر جوامع را درباره انسانها، ميتوان به دو دسته کلي تقسيم کرد: فردگرايي[١] و جامعه گرايي.[٢] برخي انسانها در زندگي، تنها به خود ميانديشند و در پي آسايش و رفاه خويشاند. براي اين گروه تفاوتي ندارد که اين راحتي و پيشرفت مادي باشد يا معنوي. محور افکار و فعاليت آنان، نفي ضرر و کسب منفعت براي خودشان است. در سوي ديگر، کساني هستند که خود را با ديگران در زندگي اجتماعي شريک و وابسته ميدانند و فقط به فکر خود نيستند. اين گروه، اگر خير و برکتي طلب ميکنند، براي همه ميخواهند و اگر پيشرفتي را پی میگیرند، آن را براي همه ميجويند، حتي اگر پيشرفت معنوي و سعادت اخروي هم ميخواهند، آن را براي همه آرزو ميکنند.
مکتب انبياي الهي و بهویژه دين مقدس اسلام، نگرش جامعهگرايي را تقويت ميکند؛ بدون اينکه حقوق فردي را ناديده بگيرد. دين اسلام ميکوشد بهگونهاي انسان را تربيت کند که در همه مراحل زندگي، به کل انسانها ـ بهویژه اعضاي جامعه اسلاميـ نظر داشته باشد. براي مثال، در نماز که يک عبادت فردي است و در قرائت سوره حمد، شخص نمازگزار، در مقام اظهار عبوديت، خطاب به خداوند نميگويد: إياک أعبُد؛ «من تو را ميپرستم»، بلکه ميگويد: إِيّاک نَعْبُدُ؛ «ما تو را ميپرستيم». اگر انسان در نيمه هاي شب بهتنهايي در محراب عبادت ميايستد و نماز ميخواند، يا در بياباني که هيچ انساني هم حضور
Individualism.
Socialism.