بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤ - ١ دو گرايش درزمينه مسئوليت اجتماعي افراد
حتماً مسئوليتي را بپذيرد، خدمتي را انجام دهد يا به کسي کمک کند. بنابر اين عقیده، بهجز آن هيئت حاکمه خاص و آن تعداد محدودي که براي جلوگيري از بينظمي و هرجومرج تعيين شدهاند، ساير مردم فقط به زندگي خود ميپردازند و هيچ وظيفه و مسئوليتي در برابر جامعه احساس نميکنند. اما بر اساس نظريه ديگر، افراد بايد در برابر يکديگر احساس مسئوليت کنند و در شرايط بحراني خاص، همانند زمان وقوع زلزله، سيل، جنگ، و شيوع بيماري خاص به هم ياري رسانند. در اينگونه نمونهها، تقريباً تمام کساني که گرايش اجتماعي دارند و قائل به اصالت جامعهاند، بهگونهای ميپذيرند که همه مردم بايد در چنین نمونههایی با يکديگر مشارکت کنند. اما کساني معتقدند در شرايط عادي هم، افراد در برابر ديگران مسئولاند.
برخي بر آناند که در دين اسلام، انسان فقط در مقابل خدا وظايف فردي را بر عهده دارد؛ درحاليکه اين تنها بخشي از وظايف ماست. بخش بزرگ مسئوليتهاي انسان در ارتباط با ديگران است. براي يک انسان مسلمان و مؤمن و متعهد کافي نيست که فقط واجباتي که مستقيماً بر عهده خودش آمده، انجام دهد، بلکه افزون بر اينها، موظف است که در اصلاح جامعهاش بکوشد. متأسفانه گاهی، با انگيزههاي گوناگون، طوري وانمود شده که اگر ما وظيفهاي هم در برابر ديگران داشته باشيم، نه امري واجب، بلکه مستحب است و وظيفه اصليمان اين است که کار خود را انجام دهيم. حتي گاهي از بعضي مضامين ديني، آيات و روايات هم براي اين برداشت انحرافي استدلال ميشود. برای نمونه، از آيه شريفه