بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - ٢ امر به معروف و نهي از منکر، تساهل و تسامح و خشونت
است: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛[١] «همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراکنده نشويد». اسلام به وحدت و همبستگي دستور ميدهد، چنانکه همه مسلمانان در حکم پيکري واحد شوند. در روايتي از پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) آمده است: المُؤْمِنُ اَخُ المُوْمِنِ کالجَسَدِ الْواحِدِ؛[٢] «مؤمن برادر مؤمن و مانند يک جسماند». سعدي اين حديث را چنين به نظم درآورده است:
بنيآدم اعضاي يکديگرند ....... که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار ...... دگر عضوها را نمانَد قرار
براي عمل به فرمايش پيامبر(صلي الله عليه و آله)، مؤمنان ـ يعني کساني که علاقهمندند به وظيفه شرعي خود عمل کنند و نميخواهند اسلام و نظام اسلامي تضعيف شود ـ بايد بکوشند بيشتر با هم ارتباط داشته باشند و مانند اعضاي يک پيکر باشند. همچنين در روايت ديگري نيز نقل شده است: المُؤمِنُ آلِفٌ مَأْلُوف؛[٣] «مؤمن کسي است که با ديگران انس بگيرد و ديگران نيز با او انس گيرند». امير مؤمنان(عليه السلام) در اين زمينه ميفرمايد: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَک وَمَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکهَا فِي عُقُولِهَا؛[٤] «هرکس خودرأي شد، به هلاکت رسيد و هرکس با ديگران مشورت کرد، در عقلهاي آنان شريک شد».
[١] آل عمران (٣)، ١٠٣. [٢] محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٥٨، باب ٤٣ (باب آخر في خلق الارواح قبل الاجساد)، روايت ٢٥، ص١٤٨. [٣] همان، ج٦٤، باب ١٤ (باب علامات المؤمن و صفاته)، روايت ٤١، ص٣٠٩. [٤] نهج البلاغه، حکت١٦١، ص٦٦٤.