بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٧ - ١ ضرورت توجه به اختلاف در روش ها به تناسب شرايط زمان و مکان
عثمان، خليفه سوم، را به ستوه آورد و موجب شد که وي او را به شام تبعيد کند. او در مقابل خليفه، از باب نصيحت حاکم مسلمين، با صراحت انتقاد ميکرد و رسواييهاي مالي، بذل و بخششهاي بيجا و جناحگرايي و باندبازي دستگاه خلافت را گوشزد مينمود تا کار به رسوايي کشيده شد.[١] انتقادهاي تند و صريح ابوذر در مقابل عثمان، به دليل موقعيت خاص او در آن زمان بود؛ بهطوريکه عثمان نميتوانست با او مقابله کند. موقعيت ابوذر در جامعه اسلامي، آنچنان بود که به اين زودي نميشد با او برخورد تند کرد.
در شام نيز چون تمام مردم، ابوذر را بهمنزله يکي از صحابه بزرگ پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميشناختند، نميتوانستند به او جسارتي کنند. او انتقادهاي خود را از دستگاه معاويه ادامه داد تا اينکه معاويه از عثمان خواست که او را به مدينه باز گرداند.[٢] نقل شده در مجلسي، کعبالاحبار، يهودي تازهمسلمان، براي نشان دادن خود، صحبتي کرد تا جواب ابوذر را داده باشد. ابوذر چنان به کعبالاحبار حمله کرد که سرش شکست و خون از آن جاري شد. ابوذر به او گفت اي يهوديزاده! تو ميخواهي دين را به ما ياد بدهي؟![٣]
[١] عبدالحسين احمد الاميني النجفي، موسوعه الغدير في الکتاب و السنه و الادب، ج٨، ص٤١٣. [٢] همان، ص٤١٧. [٣] ر.ک: محمد جواد آل الفقيه، سلسله الارکان الاربعه (ابوذر الغفاري؛ رمز اليقظه في الضمير الانساني)، ص٦٩؛ عليبنحسين المسعودي، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج٣، ص٨٤.؛