بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٠ - ٣ برخورد اجتماعي با توطئه &rlm ها
الهي را باطل کردند. باطل کردن حدود الهي با تعطيل کردن آنها تفاوت دارد. باطل کردن بالاتر از تعطيل کردن است. زماني ممکن است گفته شود که امروزه شرايط بهگونهاي نيست که ما بتوانيم حدود الهی را اجرا کنيم؛ ولي گاه گفته ميشود که اين حکم، نابجا، و خلاف انسانيت و ارزشهاي انساني است؛ همانگونه که جبهه ملي در ابتداي استقرار نظام جمهوري اسلامي درباره لايحه قصاص چنين ادعايي کرد و امروزه نيز اتباع آنها بهصورت صريحتر، اينگونه سخنان را بر زبان ميرانند و در محافلي، رسماً احکام اسلامي را محکوم کرده، قائل به تغيير احکام در اين زمان هستند.
امام حسين(عليه السلام) در اين خطبه نيز، مانند خطبهاي که در مني، در حضور عالمان و نخبگان ايراد کردند، بر قيام در برابر حکومت بنياميه تأکيد ميورزند؛ چراکه بنياميه شريعت خدا را منزوي ساخته و از صحنه جامعه کنار نهاده بودند. آن امام بزرگوار(عليه السلام) خود را موظف ميداند که دين را ياري کند؛ احکام شريعت را عزيز گرداند؛ و بهمنظور اعتلاي کلمه الله، جهاد کند؛ نه اينکه مانند روشنفکرنمايانِ امروزي بگويد صحيح است که اين سخنِ خداست، ولي اين سخنان براي هزار و چهارصد سال پيش مناسب بود و امروز ما خود مصلحت خودمان را بهتر ميفهميم.
حاصل آنکه، ایشان در آن موقعيت حساس، بهترين اقدامي که ميتوانست انجام دهد اين بود که در جامعه اسلامي چنان حرکتي به وجود آورد که تا قيامت تأثير آن برجاي بماند؛ لرزهاي که باقي خواهد ماند و باز نخواهد ايستاد. قيام سيدالشهدا(عليه السلام) واقعهاي است که نميتوان