شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٠ - احتياج به تنبيه در بديهيات
بايد دانست كه در قضاياي بديهي چنين نيست كه هميشه مفردات آنها هم بديهي التصور باشند، بلكه چهبسا در يك تصديق بديهي، تصورات آن بديهي نباشد و كسب تصورات به بداهت تصديق، ضرري نميزند و كساني كه قضاياي بديهي را به واسطه نظري بودن تصورات آنها انكار ميكنند، دچار مغالطه عجيبي شدهاند.
به هر حال، گاهي عدم فهم بديهيات ناشي از تجريدي و انتزاعي بودن معناي آنها است. مثلا كودكان تا سنّ خاصي فقط درك حسي جزئي دارند و حتي ـ چنانكه روانشناسان گفتهاند ـ قدرت ندارند بين چند چيز مشابه، مفهوم كلّي انتزاع كنند. كلّيات عقلي، چون از امور تجريدي محضاند براي همه كس مفهوم نميشوند.
در اينگونه موارد ميتوان از تمثيل و استقراء استفاده كرد و مفاهيم و مطالب بديهي را به ذهن مبتديان تقريب نمود. استقراء ناقص و ذكر چند مثال گرچه مثبِت قاعده كلّي يقيني نيست، امّا مذكِّر هست. يعني آنچه را انسان بالفطره ميداند به خاطر ميآورد.
متن
و علي الأحوال كلِّها فيجبُ أن نضعَ أَنّ مبادئَ العلوم حدودٌ و مقدّماتٌ واجبٌ قبولُها في أوّلِ العقل، أو بالحسّ و التجربة، أو بقياس بديهي في العقل. و بعدَ هذا أصولٌ موضوعة مشكوكٌ فيها ولكن لا يخالفها رأيُ المتعلّم، و مصادراتٌ. و ليست الأصولُ الموضوعة تستعمل في كلّ علم، بل من العلوم ما يستعمل فيها الحدودُ و الأوليّاتُ فقط كالحساب. و أمّا الهندسةُ فيستعمل فيها جميعُ ذلك. و العلمُ الطّبيعيُّ أيضاً قد يستعمل فيه جميعُ ذلك، ولكن مخلوطاً غيرَ مميَّيز.
ترجمه
و به طور كلّي، لازم است مبادي علوم رابدين صورت تنظيم كنيم كه ابتداءً حدود و مقدماتي داريم كه يا به طور بديهي براي عقل واضحاند و قبول آنها ضروري است، و يا از طريق حس و تجربه به دست ميآيند، و يا بر اساس قياسي بديهي حاصل ميشوند. بعد از اينها اصول موضوعه هستند كه مشكوك ميباشند، ولي متعلم نسبت به آنها نظر مخالفي ندارد، و دسته ديگر مصادراتاند. و چنين نيست كه اصول موضوعه در هر علمي كاربرد داشته باشند، بلكه در پارهاي از علوم فقط از تعاريف و اوّليات استفاده ميشود، مثل علم حساب. و اما در علم هندسه همه اقسام فوق به كار ميروند. و در طبيعيات نيز، گاه همه اقسام به كار ميروند، البته به طور مخلوط و تفكيك ناشده.