شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٣ - انتقال از لازم بيِّن به لازم غير بيِّن
در اينجا ميتوانيم بگوييم (الف)، (ب) است و (ب)، (ج) است و نتيجه بگيريم كه (الف)، (ج) است. چنين برهاني را برهان «إنّ مطلق» گويند و آن را مفيد يقين ميدانند، گرچه يقينِ حاصل از آن، يقين از راه سبب نيست.
بايد توجه كرد كه منظور از ذاتي در اين مباحث، ذاتي باب برهان است، نه ذاتي باب ايساغوجي. و نيز بايد دانست كه عرض لازم همواره براي معروض خود بيِّنالثبوت نيست، و لذا اعراض لازم را به دو دسته بيِّن و غير بيِّن تقسيم ميكنند. پس براي تشكيل برهان انّ مطلق، چند شرط لازم است:
١. حدّ اوسط و اكبر هر دو از عوارض ذاتيه اصغر باشند و ثبوتشان براي اصغر، داراي علّت نباشد، يعني واسطه در ثبوت نداشته باشند و خود اصغر اقتضاي ثبوت هر دو را دارا باشد.
٢. ثبوت حدّاوسط براي حدّ اصغرْ بيِّن باشد.
٣. ثبوت حدّ اكبر براي حدّ اوسطْ بيّن باشد.
٤. ثبوت حدّ اكبر براي حدّ اصغر، غير بيِّن باشد.
و امّا بيّن بودن يك عرض، براي ديگري ممكن است از راه استقراء، تجربه و يا راههاي ديگر ثابت شده باشد، آنچه كه ما در اين برهان به دنبال آن هستيم، ثبوت اكبر براي اصغر است و نه ثبوت اوسط براي اصغر و يا اكبر براي اوسط; چراكه اين دو ثبوت، مفروض و مسلّم است.
نكته
از تأمّل در اين بخش از كلام شيخ به خوبي روشن ميشود كه قاعده «ذوات الأسباب لا تعرف إلاّ بأسبابها» مخصوص قضايايي است كه ثبوت محمول براي موضوع، بديهي نباشد و معلول علّتي باشد. در اين صورتْ علم كلّي يقيني كه متضمّن علم به محال بودن نقيض باشد به مضمون آنها حاصل نميشود، مگر اينكه برهاني بر آنها اقامه شود كه حدّ وسط آن، علّت ثبوت محمول براي موضوع باشد; امّا در قضايايي كه ثبوت محمول براي موضوع، بديهي باشد يقين به مضمون آنها نيازي به برهان ندارد ـ خواه برهان لمّي و مشتمل بر علّت باشد و خواه برهان انّي ـ و در قضايايي كه محمول از لوازم موضوع است ولي از لوازم غير بيِّن، ميتوان به مضمون آنها از راه اقامه برهان انّي كه مشتمل بر لازم بيّن باشد، علم يقيني پيدا كرد[١].
[١] در زمينه اقسام برهان انّي نگاه كنيد به: شرح منظومه، جزء اول، حكيم سبزواري، با تصحيح و تعليق آية الله حسن زاده آملي، نشر ناب، چاپ اول، ١٣٦٩ ش، تهران، ص ٣٢٨ قسمت منطق، فصل برهان لمّي و انّي و نيز الجوهر النضيد، علامه حلّي، انتشارات بيدار، قم، ايران، ١٣٦٣ ش، ص ٢٠٣. و ترجمه و شرح اشارات و تنبيهات، ج ٢، (منطق) نگارش دكتر ملكشاهي، انتشارات سروش، تهران، ١٣٦٧، ص ٦٢٢ ـ ٦٢١ و ٥٥٩ و منطق نوين، ص ٦٢٥. رهبر خرد، ص ٣٣٩، تعليقه هيدجي بر منظومه و شرح آن، آخوند هيدجي، مؤسسه اعلمي، تهران، ١٣٦٣ ش، ص ١٠٢، و المنطقيات للفارابي، ج ١، ص ٢٨٩ ـ ٢٨٨.