شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - برداشت نادرست از تعريف مصادره و اصل موضوع
و امّا تأمل براي رسيدن به تصديق، بايد توجه كنيم كه تصديق به يك مطلب مجهول جز از راه حد وسط حاصل نميشود، پس معناي اين تأمل و استكشاف، به دست آوردن حد وسط است به گونهاي كه براي متعلّم فهم آن آسان باشد. اگر چنين باشد پس ميبايست همه مطالب و مسائلي كه داراي حدّ وسطِ كم و واضحي هستند اصول موضوعه شمرده شوند. و در اين صورت بسياري از مطالب ساده هندسي كه متعلّم آنها را با اندك تأملي ميفهمد از جمله اصول موضوعه خواهند شد، و اين امري است محال. بلكه بايد گفت اصول موضوعه مقدماتي هستند كه فينفسه مجهول و محتاج تبيين در علم ديگري ميباشند، امّا متعلّم به جهت حُسن ظنّ و اعتمادي كه به معلّم خود دارد آنها را به عنوان قضيه صادق ميپذيرد.
متن
و المصادرةُ ما كان كذلك لكنّ المتعلّمَ لا يظنُّ ما يراه المعلّمُ ظَنَّ مقابِلَه أو لم يَظُنَّ شيئاً. و الموكَّدُ بالجملة فيه أن يكون عند المتعلّم ظنٌّ يقابلُه. بل الأشبهُ أن تكون المصادرة هي ما تكلَّف المتعلّمُ تسليمَه و إن لم يظنَّه، كان من المبادئ أو كان من المسائل في ذلك العلم بعينه: المسائل الّتي تتبيّن بعدد فيستسمح بتسليمها في درجة متقدّمة. فيكون المبدأُ الواحد الّذي ليس بيِّناً بنفسه أصلا موضوعاً باعتبار، و مصادرةً باعتبار.
و قد يكون مثلُ ذلك الإعتبار في غير المبدأ للصناعة، بل في مبدأ لبعض مسائل الصناعة، إذا كان يتبيّن في الصناعة. فيقال لذلك المبدأ «مصادرةٌ».
و بالحريِّ أن يكون ما وضع فيكتاب «اوقليدس» و هو التقاءُ خطّين في جهة الناقص عن قائمتين «مصادرة»; إذ كان الأوسطُ لا يكون هناك إلاّ من صناعة الهندسة.
ترجمه
مصادره نيز همانند اصل موضوع است، امّا در مصادره، متعلّم نسبت به آنچه رأي معلم است ظنّي ندارد; خواه ظن بر خلاف داشته باشد و خواه هيچ ظنّي نسبت به طرفين نداشته باشد. امّا آنچه در مصادره مورد تأكيد است اين است كه متعلّم ظني برخلاف نظر معلّم داشته باشد و شايد بهتر اين است كه بگوييم مصادره، مطلبي است كه متعلم بسختي آن را ميپذيرد، گرچه هيچ ظنّي هم نداشته باشد، خواه اين