شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٧ - عدم نقض قاعده « ذوات الاسباب لا تعرف الا بأسبابها»
از راه علّت ميدانيم كه زيد برادر عمرو است، همين علّت، باعث علم ما به اينكه عمرو هم برادر زيد است خواهد بود و ديگر لزومي ندارد بگوييم ما از راه علّت، علم به اخوت زيد نسبت به عمرو پيدا كردهايم و آنگاه به واسطه اخوت زيد با عمرو، به اخوت عمرو با زيد نيز علم پيدا كردهايم.
اگر بگوييد يكي از اين دو نسبت، اعرف از ديگري است يعني مثلا اخوّت زيد براي عمرو اثبات شده در حالي كه اخوّت عمرو براي زيد هنوز مجهول است، اين بدين معناست كه اين دو مفهوم، متضايف نيسند. پس اينكه شما ميگوييد «ميتوان از راه متضايف اعرف به متضايف ديگر رسيد» صرف فرض است وبا اين مطلب كه «متضايفان متكافئان هستند» سازگار نيست.
خلاصه اينكه از دو متضايف، اصلا قياسي تشكيل نميشود و علم جديدي به دست نميآيد، تا چه رسد به اينكه ببينيم چنين برهاني، انّي است يا لمّي.
متن
و اعلم أَنّ توسُّطَ المضاف أمرٌ قليلُ الجَدوي في العلوم. و ذلك لأنّ نفسَ علمك أَنّ زيداً أخٌ، هو علمك بأنّ له أخاً أو يشتملُ علي علمك بذلك. فلا تكونُ النتيجةُ فيه شيئاً أعرفَ من المقدمة الصغري. فإن لم يكن كذلك، بل بحيثُ يجهل إلي أن يُتبيّنَ أَنّ له أخاً، فما تصورتَ نفسَ قولك زيدٌ أخ. و أمثالُ هذه الأشياء، الأَولي أَلاّ تسمَّي قياسات، فضلا عن أن تكونَ براهينَ.
ترجمه
بدان كه واسطه قرار دادن طرف اضافه براي پيبردن به طرف ديگر در علوم چندان فايدهاي ندارد; چراكه نفس علم به اينكه «زيد برادر است»، علم به اينكه «زيد برادر دارد» نيز محسوب ميشود و يا حدّاقل مشتمل بر اين علم است. پس در اين قياس نتيجه اعرف از صغري نيست.
و اگر چنين نباشد و شما با اينكه ميدانيد زيد، برادر است هنوز ندانيد كه زيد برادري دارد يانه، معلوم ميشود اصلا معناي اينكه زيد برادر است را درست تصوّر نكردهايد. بهتر است اينگونه موارد را اصلا قياس هم ندانيم، چه رسد به اينكه آنها را برهان تلقي كنيم.