حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٦

منابع روایی، احادیثی وجود دارد که مؤمنان را از استشفای به محرمات نهی می کند؛ برای مثال، از امام‌صادق٧ چنین روایت شده:

‌ مَا جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا حَرَّمَ شِفَاءً [٤٦١] خداوند - عز وجل - در هیچ یک از محرمات، دارو و شفایی قرار نداده است.

هم‌چنین در کتاب کافی آمده:

لَيْسَ‌ يَنْبَغِي‌ لِأَحَدٍ أَنْ‌ يَسْتَشْفِيَ‌ بِالْحَرَام [٤٦٢] ؛ برای هیچ کس شایسته نیست که به حرام طلب سلامتی کند.

حال چگونه می‌توان منابعی را که این چنین با متون دینی و روایی تعارض دارند، به عنوان طب اسلامی به جامعه عرضه کنیم؟ نکتة قابل توجه این است که حتی خود این پزشکان قدیمی نیز چنین ادعایی ندارند که روش طبی خود را از قرآن و حدیث گرفته‌اند و یا این‌که بگویند روش معالجه ما بر اساس طب اسلامی است. دکترمحمد‌مهدی اصفهانی، ریاست مرکز تحقیقات علوم قرآن، حدیث و طب دانشگاه علوم‌پزشکی‌تهران، در این‌باره چنین می‌گوید:

علی‌رغم تأثیر پذیری این دانش پزشكی [طب سنتی ایرانی] از آموزش‌های اسلامی، اطلاق عنوان «طب اسلامی» بر آن ناصواب و غیرقابل دفاع است و نویسندگان كتب اصلی این دوران، نظیر: محمد بن زكریای رازی، علی بن عباس مجوسی‌اهوازی، ابن‌سینا، جرجانی، ابن‌مندویه، ابن‌بیطار و صدها شخصیت برجستة دیگر نیز هرگز چنین ادعایی نكرده‌اند و غالباً صادقانه به مآخذ آثار خود در متن تألیفاتشان به كرّات اشاره نموده‌اند.[٤٦٣]

جای این پرسش وجود دارد که: اگر منبع طب پزشکان دوران تمدن اسلامی، قرآن و حدیث نیست پس این روش طبی از کجا پیدا شده است و خود این پزشکان چه منابعی را به عنوان مأخذ خود نقل می‌کنند؟، دکتر اصفهانی در این باره معتقد است:

طب سنتی ما و ملل اسلامی در حقیقت، برگرفته از طب یونانی(طب مكاتب


[٤٦١]. الكافي، ج ٦، ص ٤١٤، ح ٦.

[٤٦٢]. همان، ح ۸ .

[٤٦٣]. مقاله «مفهوم و محتوای طب اسلامی و طب سنتی و نگاهی به برخی خصوصیات آن‌ها».