حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٥ - نگاهي نو به فضيلت اعتکاف از ديدگاه قرآن و اهلبيت
اصطلاح چنین تعریف شده است: «ماندن در مسجد برای عبادت همراه با قصد تقرّب به خداوند.»[٣٤٤] از جمله قیودی که در تعریف اعتکاف مورد توجه و تأكيد شيعه و سني قرار گرفته، «بودن در مسجد» و «قصد قربت» است. در مفاهیمی مانند: خلوتنشینی و عزلت از دنیا و مردم، این دو قید همیشه همراه یکدیگر نيستند و اين، ويژگي اعتكاف اسلامي است.
مفهوم دیگری که با اعتکاف شباهت دارد «رهبانیت» است که بعد از حضرتعیسی ٧ در مسیحیت به وجود آمد.[٣٤٥] ریشة این کلمه از«رهب» به معنای خوف است و راهب کسی است که از عقوبت خداوند بیم دارد.[٣٤٦] ممکن است وجه شباهت رهبانیت مسیحی با اعتکاف اسلامی در اقامت و ملازمت با معابد و محروم کردن نفس از برخي لذتهاي دنيا باشد، اما يكي از تفاوتهاي راهب مسیحی با معتکف مسلمان این است که راهب، رهبانیت را مسلک و پیشة خود برگزیده است، اما مسلمانان برای زدودن پلیدیهایی که بر نفسشان عارض میشود، مدتی را با خدای خویش خلوت میکنند و پس از آن با بهرههای معنویای که از اعتکاف بردهاند، دوباره به محیط زندگی بازمیگردند.
٦. جایگاه اعتکاف در میان عبادات
در قرآن و سنت تأکید فراوانی بر پايبندي مردم به اعمال عبادی ديده ميشود، تا جاییکه عمل به اوامر الهی به عنوان وجه تمایز «مؤمن» با «مسلمان» معرفی شده است.[٣٤٧] عبادات، بخشی از احکام اسلام را تشکیل میدهد و تفاوت آن با معاملات در توقیفیبودن عبادات است. توقیفیبودن به این معناست که انجام و چگونگی عبادت، متوقف بر امر شارع است.[٣٤٨] همة فقها عبادتبودن عمل را متوقف بر بيان شریعت دانستهاند. آیتالله وحید بهبهانی; میگوید: «علما بر توقیفیبودن عبادات اتفاق نظر
[٣٤٤]. ر.ک: الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهلالبیت، کتاب الصیام، ج١، ص٧٥٥.
[٣٤٥]. ن.ک: وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَمارَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها ( حدید، آیة ٢٧)
[٣٤٦]. رَهِبَ رَهَباً مِنْ بَابِ تَعِبَ خَافَ وَ الاسْمُ الرَّهْبَةُ فَهُوَ رَاهِبٌ مِنَ اللّهِ و اللّهُ مَرْهُوبٌ و الْأَصْلُ مَرْهُوبٌ عِقَابُهُ و الرَّاهِبُ عَابِدُ النَّصَارَى مِنْ ذلِكَ و الْجَمْعُ رُهْبَانٌ (المصباح المنیر).
[٣٤٧]. ر.ک: کافی، ج٢،ص٣٨.
[٣٤٨].«...لان العبادات توقيفية يجب تلقيها من الشارع فمتى لم يكن معهودا منه لم يحصل به الامتثال...» (ذخيرة المعاد، ج١، ص ٢٦٦).