حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٤ - نگاهي نو به فضيلت اعتکاف از ديدگاه قرآن و اهلبيت

نیز برای تأیید مباحث در دستور کار بوده است. در این مقاله پس از مفهوم‌شناسی اعتکاف و واژگان مشابه، جايگاه و پيشينه آن بررسی شده و سپس آیات مربوط، تحلیل می‌شوند. آن‌گاه فضيلت اعتکاف از ديدگاه احاديث با نگاهی تحلیلی بررسی می‌شود.

٥.          مفهوم‌شناسي اعتکاف

اعتکاف از مادة «عکف» است. صاحب معجم مقاییس‌اللغه برای ریشة «ع ک ف» اصل معنایی قرار داده که بر مقابله و حبس دلالت دارد.[٣٣٩] خلیل فراهیدی در العین آن را به توقف و ثبوت در مکانی معنا کرده[٣٤٠] و ابن‌منظور معنای مقیم‌شدن در مکان یا در کنار شیئی را ذکر کرده است که در حقیقت، برگرفته از همان ریشه «حبس» است.[٣٤١] مؤلف مصباح‌المنیر نیز معنای مواظبت و مراقبت را بیان کرده است.[٣٤٢] با جمع‌بندی اقوال و بررسی استعمالات روشن می‌شود که در همه مستعملات لغویِ مشتق از «عکف»، معنای «ملازمت» و «حبس» وجود دارد. معانی دیگر مانند: اقبال، اقامت، مواظبت و توقف که لغویون بیان کرده‌اند، مصادیق استعمالی معنای اصلی است که در همة آن‌ها نوعی ملازمت وجود دارد.

مفاهیم دیگری همچون «عزلت» و«خلوت‌نشینی» با معنای لغوی اعتکاف بی‌ارتباط نیستند؛ فردی که مسلک گوشه‌نشینی و عزلت اختیار می‌کند، به نوعی خود را در مکانی محبوس کرده و ملازم آن مکان شده است.[٣٤٣] اما اين مفهوم با آنچه از معنای اصطلاحی اعتکاف در اسلام وجود دارد، متفاوت است. «اعتکاف» در


[٣٣٩]. مادة عكف‌: العين و الكاف و الفاء أصلٌ صحيح يدلُّ على مقابلةٍ و حبس. يقال: عَكَفَ يَعْكُفُ و يَعْكِفُ عُكوفاً، و ذلك إقبالك على الشَّى‌ء لا تنصرف عنه ... يقال: ما عَكَفَكَ عن كذا، أى ما حبَسك. قال الله تعالى: وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ (فتح: ٢٥)، (معجم مقاییس اللغه، ج٤، ص١٠٨).

[٣٤٠]. العین، ج١، ص٢٠٥، ماده عکف.

[٣٤١]. قوله تعالى: يَعْكُفُونَ‌ عَلى‌ أَصْنامٍ لَهُمْ (اعراف‌: ١٣٨) أَي يُقيمون؛ و منه قوله تعالى: ظَلْتَ عَلَيْهِ‌ عاكِفاً (طه: ٩٧) أَي مُقيماً: (لسان‌العرب، ج٩، ص٢٥٥).

[٣٤٢]. عَكَفَ‌: عَلَى الشَّي‌ءِ (عُكُوفاً) و (عَكْفاً) مِنْ بَابَيْ قَعَدَ و ضَرَبَ لَازَمَهُ وَ وَاظَبَهُ وَ قُرِئَ بِهِمَا فِي السَّبْعَةِ فِى قَوْلِهِ تَعَالَى‌ يَعْكُفُونَ‌ عَلى‌ أَصْنامٍ لَهُمْ (المصباح المنیر، ج٢، ص ٢٤٢).

[٣٤٣]. و قال بعض المحقّقين: الخلوة عبارة عن تفرّد العبد في موضع يخلو فيه عن جميع الشواغل بما سوى اللّه من المحسوسات الظاهرة و الباطنة، و يصرف فيه همّته و نيّته إلى الإقبال على اللّه و التبتّل إليه بكلّيته، فيحصل له الانس به و الوحشة من غيره (ریاض السالکین، ج٤، ص٢١١).