هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٧٣

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى رسد . [١] از تاريخ تولّد بهاءالدوله ، اطّلاع دقيقى در دست نيست ، اگرچه با استناد به سال تأليف خلاصة التجارب ، او را متولّد حدود سال ٨٦٠ق ، در رى دانسته اند . [٢] وى به كاشان ، نطنز ، اصفهان ، اِسترآباد و هرات سفر كرد و در اواخر زندگانى سلطان حسين بايقرا (٨٤٢ ـ ٩١١ق) به هرات رفت و مورد توجّه او واقع شد . پس از مرگ بايقرا ، به رى بازگشت . سپس به آذربايجان رفت و به شاه اسماعيل صفوى پيوست و سرانجام ، پس از دو سه سالى كه نزد او بود ، درگذشت . سال وفات وى را در حدود ٩١٥ق ، تخمين زده اند . از استادان وى در طب ، چيزى دانسته نيست ، جز آن كه در خلاصة التجارب (باب دوم) ، به برخى كارهاى درمانى پدر خويش اشارت كرده است . [٣] برخى نيز ، آموخته هاى پزشكى وى را نخست در رى و سپس در هرات نزد استادان هندى دانسته اند . [٤]


[١] . شيخ شمس الدين محمّد اسيرى لاهيجى ، از خلفاى سيّد محمّد نوربخش ، اين طريقه را در مفاتيح الإعجاز في شرح گلشن راز بيان كرده است(مفاتيح الإعجاز ، شمس الدين محمّد لاهيجى ، ص ٥٨٥) . نيز ، ر .ك: مجالس المؤمنين ، قاضى نور اللّه شوشترى ، ج٢ ، ص ١٥٠ .[٢] . دانش نامه جهان اسلام ، ج ٤ ، ص ٦٤٩ . افزون بر رى ، او را به ديلم نيز منسوب داشته اند(فهرست نسخه هاى خطّى فارسى ، احمد منزوى ، ج ١ ، ص ٥٢٧) . اين قدر مى دانيم كه جدّ وى سيّد محمّد نوربخش ، در طى سفرهاى خود و پيش از اقامت در رى(سولقان) ، دوبار در گيلان اقامت داشته است . (ر .ك: مجالس المؤمنين ، قاضى نور اللّه شوشترى ، ج٢ ، ص ١٤٦) . در دوره اقامت دوم او ، به سال ٨٤٩ق ، شيخ شمس الدين محمّد لاهيجى به خدمت او رسيده و دست ارادت به او داده است . او در مفاتيح الإعجاز و أسرارالشهود ، اين جريان و تاريخ را بيان كرده است(ر .ك: مفاتيح الإعجاز ، ص ٦٧ ؛ أسرارالشهود ، ص ٢٥٦) . نيز در همان جا و همان سال بوده كه ابن همام شيرازى به محضر سيّد محمّد نوربخش رسيده و از او ارشاد پذيرفته است ، چنان كه خود گفته است(ر .ك: مقدمه نگارنده بر شرح حديث حقيقت: ميراث حديث شيعه ، دفتر پنجم ، ص ٢١٤) .[٣] . دانش نامه جهان اسلام ، ج ٤ ، ص ٦٤٩ .[٤] . فرهنگ معين ، ذيل : «نوربخش» .