مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٤
«نژادهاى مختلف بايد حقوق مختلف داشته باشند.» در اين مورد اشتباه مربوط به صغرى نيست، بلكه مربوط به كبرى است؛ زيرا هيچ ملازمهاى بين اختلاف در نژاد با اختلاف در حقوق وجود ندارد.
رابطه جهانبينى با ايدئولوژى در قرآن در برخى از آيات قرآن، پس از بيان بخشى از معارف، تكاليفى آمده كه گويى ميان جهانبينى و اين تكاليف، كبراى مقدّرى وجود دارد؛ مثلًا، در مورد حضرت آدم (ع)، وقتى سخن از نعمتهاى الهى به ميان مىآيد، مىفرمايد: «وَ عَلَّم آدَمَ الْاسْماءَ كُلَّها» «١» كه يكى از نعمتها، دانش و آگاهى از حقايق موجودات جهان امكانى است و از آن جمله، آگاهى از خصيصه آن شجره ممنوعه كه موجب خروج از بهشت است. گويى صغرى و كبراى قضيه چنين است:
صغرى: نزديكى به اين درخت مايه شقاوت است.
كبرى: از هر آنچه مايه شقاوت است، بايد دورى كرد.
نتيجه: «وَ لَا تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ» «٢» ؛ يعنى، به اين درخت نزديك نشويد.
يا در آيه ديگر مىفرمايد: «وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْميزانَ» «٣» با اين جمله، مىخواهد بگويد: جهانهستى براساس حساب آفريده شده است. براين معرفت نظرى، نوعى حكمت عملى نيز مترتب مىكند و مىفرمايد: «الَّا تَطْغَوا فِىالميزانِ» «٤» يعنى، اكنون كه جهان از روى حساب و ميزان آفريده شده، توهم در زندگى خودت ميزان را بر آويز؛ زيرا زندگى هر موجودى در صورت نظم و حساب پايدار است و در غير اين صورت، محكوم به نابودى است.