تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٥٨

١. دعوت عمويش به ايمان‌ آزر، عموى ابراهيم (ع)، از كسانى بود كه بت مى‌تراشيد و آنها را مى‌فروخت. اين عمل او بر ابراهيم گران مى‌آمد و آن حضرت از سر رأفت و دلسوزى توجه خاصى به هدايت او داشت.
ابراهيم (ع) در گفتارى با نهايت ادب و مهربانى او را مخاطب ساخت و با ارائه دليل، وى را از پرستش بتها نهى نمود. در پايان كلامش نيز به او وعده داد كه از سوى خداوند برايش آمرزش خواهد خواست. قرآن كريم، اين برخورد ابراهيم (ع) را چنين نقل نموده است:
هنگامى كه [ابراهيم‌] به پدرش [: عمويش‌] «١» گفت: «اى پدر! چرا چيزى را مى‌پرستى كه نه مى‌شنود، و نه مى‌بيند و نه هيچ مشكلى را از تو حل مى‌كند؟! اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است؛ بنابراين از من پيروى كن، تا تو را به راه راست هدايت كنم. اى پدر! شيطان را پرستش مكن، كه شيطان نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود. اى پدر! من از اين مى‌ترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتيجه از دوستان شيطان باشى!» گفت: «اى ابراهيم! آيا تو از معبودهاى من رويگردانى؟! اگر [از اين كار] دست برندارى، تو را سنگسار مى‌كنم؛ و براى مدتى طولانى از من دور شو!» [ابراهيم‌] گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى‌كنم؛ چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است.» «٢» حضرت ابراهيم (ع)، همان‌گونه كه به عمويش وعده داده بود و با وجود تهديد آزر مبنى بر سنگباران كردن ابراهيم (ع)، به وعده خود عمل كرد و پيش از آن كه از ايمان آوردن وى، مأيوس شود، از خداوند برايش طلب آمرزش كرد. امّا پس از آن كه برايش روشن و قطعى شد كه آزر ديگر ايمان نمى‌آورد و از پرستش بتها دست برنمى‌دارد، از وى تبرّى جست:
وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأَبِيهِ إِلَّا عَن مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ. (توبه: ١١٤)