تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٢٦
بنابراين، يكى از اهداف مشترك همه پيامبران، تذكر به معاد و بازگشت به سوى خدا، در قالب انذار و تبشير بوده است.
٤. برپايى جامعه عدالتمحور پيامبران الهى در برابر جامعه بشرى، مسئوليتى مهم و خطير برعهده داشتند و همواره در پى جامعهاى عدالتمحور بودند تا در سايه آن اختلافات ناروا از ميان مردم برچيده شود و مردم كنار يكديگر در صلح و صفا زندگى كنند:
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (حديد: ٢٥)
و به تحقيق ما پيامبرانمان را با دلايل روشن فرو فرستاديم و با آنان كتاب و ترازو [وسيله سنجش] نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل برخيزند.
تحقّق چنين عدالتى در جامعه بشرى جز با تعاليم پيامبران، كه از جانب خداوند و بر اساس نيازهاى واقعى انسانها وضع شده، امكانپذير نيست. تجربه نشان داده است كه انسان بدون راهنمايى پيامبران نمىتواند چنين جامعهاى پديد آورد. علم و دانش بشرى هر قدر پيش رود، چون انسان به تمام اسرار آفرينش و تمام زواياى وجودى خود آگاه نيست و نيز داراى تمايلات و هواى نفسانى است، صلاحيت چنين كارى را ندارد.
پيامبران براى رسيدن به اين هدف و نيز رفع اختلافهاى نظرى و عملى از ميان امت كه براى آن هم مبعوث شده بودند «١» تلاش فراوانى نمودند و حتى اگر مىتوانستند به عنوان مقدمه انجام اين امور، به تشكيل حكومت هم مىپرداختند. اگر مىبينيم كه برخى از پيامبران همچون حضرت عيسى (ع) حكومت تشكيل ندادند، تنها به دليل عدم امكان و مهيا نبودن شرايط آن بود وگرنه پيامبران خود را مسئول اجراى عدالت و رفع اختلاف در جامعه مىدانستند و در اين راه كوتاهى روا نمىداشتند.
حضرت على (ع) نيز كه نزديكترين فرد به پيامبر اكرم (ص) و سيره انبيا است، فلسفه تشكيل حكومت خويش را همين برپايى جامعه عدالتمحور مىداند و مىفرمايد: