سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
پيامبر اكرم (ص) چون نماز ظهر رابه پا داشت نشست و اصحاب هم دور او حلقه زده و نشستند. پيامبر فرمود:
«بر شما باد اطاعت از فرماندهانتان، جعفر بن ابيطالب فرمانده سپاه است، اگر جعفر شهيد شد، زيد بن حارثه فرمانده است و اگر اوهم شهيد شد عبداللَّه بن رواحه فرمانده خواهد بود و اگر عبداللَّه هم شهيد شد از ميان خود فرماندهى را برگزينيد.» «١» نعمانبن منخص يهودى گفت:
اى ابوالقاسم! اگر تو پيامبر باشى تمام اين كسانى را كه نام بردى كم يا زياد كشته خواهند شد.
آنگاه رو به زيد بن حارثه كرد و گفت:
اى زيد! وصيت كن؛ اگر محمد (ص) پيامبر باشد هرگز نزدش باز نخواهى گشت.
زيد بن حارثه گفت شهادت مى دهم كه او راستگو و نيكوكار و پيامبر خداست.
چون سپاه اسلام آماده حركت شد. رسول خدا پرچم سفيد رنگى را بست و به جعفر سپرد. مردم براى بدرقه فرماندهان سپاه آمدند و با آنان وداع كرده، براى آنها دعا كردند. تعداد افراد سپاه به هنگام خروج از لشكرگاه سه هزارنفر بود.
همين كه رزمندگان اسلام عازم ميدان جنگ شدند، ديگر مسلمانان فرياد برداشتند، خداوند بلا را از شما دور بگرداند وبه سلامت و با غنيمت برگرديد، امّا «ابن رواحه» در پاسخ ايشان اين شعر را خواند:
«من از خداوند آمرزش و مغفرت مى خواهم و ضربت استوارى كه